وبلاگ تخصصی دینی وعربی
مطالب درسی-نمونه سوال- روش تدریس -طرح درس

جملات زیبا وخواندنی گل قهر نکن جبران خلیل جبران نفس کشیدن آسان است حالا به من رسیده صاحب دل تحقیر را باورنکن


سئوال امتحانی پایانی نیم سال اول – سال اول

سئوال امتحانی پایانی نیم سال اول – سال اول

الف ) پرسش و پاسخ تشریعی (5/7 نمره )
1.
حضرت ابراهیم کدام جهت را برای زندگی برگزید ؟ و ذلیلش برای انتخاب این جهت چه بود . 1
2.
چرا انسانها هدف ها و دلبستگی های مختلف دارند ؟ 1
3.
چه چیزی یا چه کسی را می توان شایسته بالاترین هدفها و دلبستگی ها دانست ؟ 1
4.
چرا خداوند مانند سایر مخلوقات نمی تواند باشد ؟ « با دو مقدمه و یک نتیجه » بیان کنید . 1
5.
چه صفاتی را می توان به خدا نسبت داد و چه صفاتی را نمی توان به خدا نسبت داد ؟ چرا ؟ 1
6.
ایمان چیست ؟ و جایگاه آن کجاست ؟ 1
7.
چگونه می توان ایمان را تقویت نمود و تداوم بخشید ؟ 75/.
8.
از راه های رسیدن به ایمان « انجام واجبات و دوری از محرمات » را توضیح دهید ؟ 75/.

ب ) درک معانی و مفاهیم آیات ( 5/4 نمره )
1.
آیه ی شریفه « فلما افل قال لا احب الافلین » به کدام قضیه اشاره می کند ؟ 75/.
2.
از آیه ی شریفه « انا هدینا ه السبیل لما شاکرا و اما کفورا » چه نکته ای فهمیده می شود ؟ 75/.
3.
از آیه شریفه « ما عندکم ینفد و ما عندالله باق » چه پیامی دریافت می شود ؟ 75/.
4.
در آیه شریفه « و خرقوا له بنین و بنات بغیرعلم » به کدام یک از اوصاف اشاره می کند ؟ و منظور آیه شریفه چیست ؟ 75/.
5.
ترجمه کنید : 1
الف ) یبشر
ب ) وجلت
ج ) اذکرکم
د) البغضاء
6.
با توجه به آیه شریفه « و لا تطع من افضلنا قلبه عن ذکرنا » جمله زیر را کامل کنید . 5/.
« ...................
از کسی که در مسیر ................ نیست . »

ج) اندیشه (4 نمره )
1.
تهداف دنیوی با اهداف اخروی چه تفاوت هایی دارند ؟ 1
2.
چه تفاوتی میان خدا و صفات انسان وجود دارد ؟ 1
3.
به نظر شما ، مهم ترین نکته ای که در توصیه ی امام خمینی «ره» به جئانان درباره «اصلاح نفس » وجود دارد چیست ؟ چرا ؟ 1
4.
جمله زیر را کامل کنید :
«
اگر دلبستگی هایم را درست انتخاب کنم و هر یک را ...................... قرار دهم ، درخت وجود من ......................... »

 




نویسنده : asd12345 تاریخ : سه‌شنبه 24 بهمن 1391 ارسال نظر(0)

سوالات متن دین وزندگی سوم

بنا م خدا

        ·سوالات متن درس 1

1-نشانه ی بیداری و هوشیاری و ورود به وادی انسانیت چیست ؟ توضیح دهید . ص11

2-نیازهای بنیادین انسان را نام ببرید ؟ ص12

3-اگر انسان هدف حقیقی خود را نشناسد چه چیزی را کسب می کند ؟ ص12

4-انسان چگونه می تواند به درکی از حقیقت برسد و آن حقیقت چیست ؟ ص12

5-چگونه زیستن چه ارتباطی به درک هدف زندگی و درک آینده دارد ؟ ص12

6-اگر انسان روش درست زندگی را انتخاب نکند چه چیزی در انتظار اوست ؟ ص12

7- پاسخ به نیاز های برتر و بنیادین انسان چگونه باید باشد ؟ ص12 و 13

8-چه کسی می تواند در پاسخ به نیازهای برتر انسان رهنمون کاملی باشد ؟ ص13

9-اینکه خداوند حکیم است یعنی چه ؟ ص 13 و14

10-آفرینش به هدف نشانه  ی چیست ؟ آیا ممکن است که جهان اینگونه باشد ؟ ص14

11-تقرب به خداوند یعنی چه ؟ ص14

12-دو ویژگی خاص انسان برای چیست ؟ ص14

13-برای تشخیص هدف و راه رسیدن به آن خداوند چه امکانی به انسان داده است ؟ بیان کنید . ص14

14-اما کاظم به هشام بن حکم در مورد هدایت خدا چه می فرماید ؟ به اختصار بیان کنید . ص14

15-منظور آشکار در سخن امام کاظم چیست ؟ ص14

16-هر کس با تفکر و تعقل خود در پیام الهی بیندیشد ، چه چیز هایی در خواهد یافت ؟ ص15

        ·سوالات متن درس 2

1-معنی لغوی فطرت چیست ؟ ص24

2-فاطر یعنی چه ؟ ص24

3-فطرت اشاره به کدام نوع خلقت دارد ؟ ص24

4-منظور از فطرت انسان چیست ؟ ص25

5-نفاوت انسان در چند چیز است آن را بیان کنید . ص25

6-چرا انسان با تمام اختلافات نژادی و زبان کماکان انسان نامیده می شود ؟ ص25

7-ویژگی مشترک بین انسان ها چیست ؟ آن ها را بیان کنید .ص25

8-اسلام به معنای چیست ؟ ص25

9-محورهای اصلی دعوت پیامبران برای هدایت انسان ها چیست ؟ توضیح دهید . ص25

10-آیا محتوای دعوت پیامبران یکسان است ؟ چرا ؟ ص25

11-علل آمدن پیامبران متعدد چیست ؟ سه مورد را بیان کنید . ص26

12-با این که خداوند یک برنامه را برای زندگی انسان ها برگزیده ، چرا برای ابلاغ آن ، پیامبران متعددی را فرستاده است ؟ ص26

13-ازجهت آمدن پیامبران متعدد رشد تدریجی سطح فکر جوامع و اقوام را بیان کنید . ص26

14-با توجه به تفکر در آیات قرآن کریم و مطالعه ی تاریخ انبیائ الهی چه راهی را به انسان نشان می دهند ؟ ص27

15-علت آمدن ادیان مختلبف در جهان چیست ؟ ص27

16-پیامبر اسلام، در هنگام ظهور، خود را چگونه معرفی کرده و چه درخواستی از یهودیان و مسیحیان عصر خود داشته ؟ ص27

17-با توجه به درخواست پیامبر اسلام از یهودیان و مسیحیان ، آنان چه عکس العملی از خود نشان دادند و نتیجه ی آن چه شد تا به حال گذاشت ؟ ص27

18-قرآن کریم منشائ اصلی اختلاف و چند دینی را چه چیزی معرفی کرده است ؟ ص27

19-عالی ترین درجه ی وحی چیست و مخصوص کیست ؟ ص29

20-ویژگی های پیامبران را نام ببرید و هر یک را توضیح دهید ؟ ص29 و 30

21-کلمه ی وحی در قرآن یعنی چه و چند گونه است و چه کاربردی داشته است ؟ ص29

22-اعجاز به چه معناست و معجزه چیست ؟ ص29و30

23-یکی از ویژگی های پیامبران عصمت است ؛ آن را توضیح دهید . ص30

24-قرآن کریم معجزه را چه می نامد و به چه معناست ؟ ص30

25-واژه معجزه به چه معناست ؟ ص30

26-ضرورت عصمت پیامبران در حوزه مسؤلیت ایشان را توضیح دهید ؟ ص30

27-آخرین فرستاده الهی از نظر قرآن کریم کیست و ایشان چه لقبی دارند ؟ ص31

28-چرا پیامبر اسلام اعلام کرد که پس از ایشان پیامبری نخواهد آمد ؟ ص31

29-چه عواملی باعث شد که پیامبری بعد از حضرت محمد «ص» ختم شود ؟ ص31

30-حفظ قرآن کریم از تحریف را بیان کنید ؟ ص31

31-وجود امام معصوم پس از پیامبر اکرم را توضیح دهید ؟ ص31

32- عواملی که امسان ها را بی نیاز از کتاب های آسمانی جدید بعد از ظهور پیامبر اسلام می نمود بیان کنید.ص31

33-ویژگی های دین اسلام که سبب انطباق آن با نیاز های زمان می شود چیست ؟ آن ها را بیان کنید . ص32

**34-قاعده لا ضرر در اسلام چیست ؛ آن را توضیح دهید . ص32

**36-قاعده حرج را در اسلام چیست ؛ توضیح دهید . ص33

37-اختیارات حاکم و نظام اسلامی را بیان کنید . ص33

        ·سوالات متن درس 3

1-معجزه چیست ؟ ص39

2-نمونه ای از معجزات پیامبران را بنویسشید . ص39

3-پیامبران به چه وسیله ای نبوت خود را اثبات می کردند ؟ ص39

4-معجزه اصلی پیامبر اسلام چیست ؟ ص39

**5-تحدی یعنی چه ؟ ص39

6-شگفتی اعجاز قرآن در چیست ؟ ص40

7-چرا خداوند یک کتاب را معجزه پیامبر اسلام قرار داده است ؟ ص40

8-جنبه های اعجاز قرآن کریم را نام ببرید ؟ ص40

9-چه دلایلی باعث شد تا قرآن نفوذ خارق العاده ای در افکار و نفوس مردم پیدا کند ؟ ص40

10-اعجاز محتوایی قرآن را بیان کنید . ص42

11-ویژگی های اعجاز محتوایی قرآن کریم چیست مختصرا توضیح دهید. ص42

12-ص 44 کل متن مهم

        ·سوالات متن درس 4

1-رسالت پیامبر اسلام را توضیح دهید و آن شامل چند قلمرو می باشد ؟ ص51

2-تعلیمات قرآن کریم و روش زندگی رسول خدا بیانگر چه چیز هایی است ؟ نام ببرید . ص51

3-پیامبر اسلام وحی را چگونه دریافت و چگونه ابلاغ می کرد ؟ ص52

4-برای حفظ و نگهداری آیات قرآن کریم یاران رسول اکرم «ص» چه تدبیری اندیشید ؟ ص52

5-نویسندگان و حفظ کنندگان آیات قرآن چه نام داشتند ؟ ص52

6-چرا پیامبر اکرم «ص» قرآن را به صورت کامل مرتب تنظیم کرد و در اختیار آیندگان قرار داد ؟ ص52

7-پیامبر اسلام جز وحی ، چه وظیفه  ی دیگه ای داشتند ؟ ص52

8-چرا وظیفه ی تعلیم و تبیین قرآن کریم به پیامبر اسلام واگذار شد ؟ ص52

9-اولین و معتبر ترین مرجع علمی برای فهم آیات قرآن چیست ؟ ص52

10-نمونه ای از احکام دین که به وسیله ی رفتار و گفتار پیامبر که در بین مردم رواج پیدا کرده است را بنویسید ؟ ص52

11-معنای واژه ی ولدیت چیست ؟ ص52

12-پیامبر اکرم «ص» حکومت خود را بر چه مبنایی پی ریزی نمود و چگونه به گسترش عدالت در این حکومت پرداخت ؟ ص52

13-حدیث امام باقر که فرمودند «عبارت سبز رنگ-بالا ی صفحه ی 53» ناظر بر کدام قلمرو رسالت می باشد ؟ ص52

14-بر اساس روایات معصومین «ع» از جمله حدیث امام باقر «ع» ، اسلام




نویسنده : asd12345 تاریخ : سه‌شنبه 24 بهمن 1391 ارسال نظر(0)

بارم بندی عربی 3پایه راهنمایی نوبت اول

 

 

 

بارم بندی نمرات عربی اول نوبت اول(تا آخر صفحه 57)
1
ترجمه لغت(شامل ترجمه عربي به فارسي و بالعكس و استفاده از تصاويرو...)
1/5
2
ترجمه عربي به فارسي از متن دروس و پرسش ها
4
3
ترجمه جمله فارسي به عربي

۱
4
اسم اشاره(شامل كاربرد صحيح-دور و نزديك-مذكر و مؤنث و استفاده از تصاوير و ....).
2
5
ادوات استفهامي(شامل جمله سازي – كاربرد صحيح آنها و استفاده از تصاوير و ...).
2
6
تصحيح اغلاط
1
7
جايگزيني كلمه در جمله و ايجاد تغييرات لازم
1
8
تشخيص كلمات مذكر و مؤنث و تبديل آنها
1
9
تكميل كنيد(استفاده از مباحث نكته ها و تشخيص و كاربرد اسماء استفهامي)
5/.
10
الدراسات القرآنيه
1
جمع نمرات 15
                                  
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
                             نمرات شفاهي
 
1       
قرائت شامل (خواندن صحيح عبارتهاي متن)
2
 
2
ترجمه جملات و عبارات و لغات كتاب
1
 
3
نمايش به عربي- تهيه روزنامه ديواري –مرتب بودن دفاتر و كتب درس عربي)
2
 
 
 
بارم بندي نمرات عربي دوم –نوبت اول تا آخر صفحه 72
1
ترجمه لغت(شامل ترجمه عربي به فارسي و بالعكس و استفاده از تصاويرو...)
1
2
ترجمه عربي به فارسي از متن دروس و تمارين
4
3
استفاده از مطالب سال اول شامل(اسماء استفهامي و اسماء اشاره و ...)
1
4
استفاده از مطالب سال اول شامل(مفرد- مثني –جمع و اقسام كلمه و ....)
1/5
5
فعل ماضي شامل ( ساخت فعل از ريشه و ...)  و  تبديل افعال (مذكر و مؤنث و مفرد و مثني و جمع و ...) و جايگزيني فعل مناسب (با توجه به ضمير و ...) و ترجمه عربي فعل در جمله
4
6
الدراسات القرآنيه
۱/۵
7
درك مطلب
1
8
تشخيص اغلاط
1
جمع نمرات
15
نمرات شفاهي
1
قرائت شامل (خواندن صحيح عبارتهاي متن)
2
2
ترجمه جملات و عبارات و لغات كتاب
1
3
فعاليتهاي آموزشي در طول نوبت اول شامل (ساخت وسايل كمك آموزشي-اجراي سرود-اجراي نمايش به عربي- تهيه روزنامه ديواري –مرتب بودن دفاتر و كتب درس عربي)
 
2
          
          بارم بندي نمرات عربي سوم – نوبت اول تا آخر صفحه 96
1
ترجمه لغت
1
2
ترجمه عربي به فارسي از متن و دروس
4
3
جمله فارسي به عربي
5/.
4
وزن كلمات
1
5
ماضي و مضارع
2
6
فعل امر
1/5
7
ماضي و مضارع منفي
1
8
تشخيص اغلاط
1
9
فعل نهي
1
10
درك مطلب
1
11
نویسنده : asd12345 تاریخ : شنبه 23 دی 1391 ارسال نظر(0)

نامه جرالدین چارلی چاپلین به دخترش

 

بسم الله الرحمن الرحیم
نامه جرالدین چارلی چاپلین به دخترش
ازتودورم ولی یک لحظه تصویرتوازدیدگانم دورنمی شود،اما تو، کجایی؟ درپاریس، روی صحنه تأترپرشکوه شانزه لیزه ، درنقش ستاره باش وبدرخش ، امااگرفریاد تحسین برانگیز تماشاگران وعطرمستی آورگلهایی که برایت فرستاده اند تورافرصت هشیاری داد،بنشین و نامه رابخوان.
هنرقبل ازآنکه دوبال پروازبه انسان بدهداغلب دوپای اورامی شکند، پدرت باتوحرف میزند! شایدشبی درخشش گرانبهاترین الماس این جهان تورافریب دهد،آن شب است که این الماس آن ریسمان نااستوارزیرپای توخواهدبود،وسقوط توحتمی است!
روزی که چهره یک اشراف زاده بی بندبارتورابفریبد،آن زمان بندبازی ناشی خواهی بود، وبندبازان ناشی همیشه سقوط می کنند.
ازاین روبه زر وزور دل مبند، بزرگترین الماس این جهان آفتاب است که خوشبختانه برگردن همه می درخشد. امااگر روزی دل به مردی آفتاب گونه بستی بااویکدل باش وبه راستی اورادوست بدار.
دخترم هیچکس وهیچ چیزدیگررادراین جهان نمی توان یافت که شایسته آن باشدکه دختری ناخن خودرابه خاطرآن عریان کند.
برهنگی بیماری عصرماست.! به گمان من تن بایدمال کسی باشد که روحش رابرای توعریان کرده است.
انسان باش زیراکه گرسنه بودن ودرفقرمردن هزاربارقابل تحمل تر از پَست وبی عاطفه بودن است...!



نویسنده : asd12345 تاریخ : شنبه 23 دی 1391 ارسال نظر(0)

قال اللّه‏ تبارك وتعالى: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَكُونُواْ مَعَ الصَّادِق

 


  قال اللّه‏ تبارك وتعالى: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَكُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ»[1]. اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد و همراه با صادقان باشيد.

در کتابهای صحیح اهل سنت پروا نشده و نسبت‏هاى ناروايى به خداوند داده‏ اند. آنان معتقداند خداوند داراى جسم و صورت است و هنگامى كه صورت خودش را در آينه ه‏ا ديد، از چهره‏ ى خود لذت برد و به همين دليل انسان را به صورت خودش آفريد.

 اعضاى بدن خداوند!!  اكنون در ادامه‏ ى مباحث گذشته، با استناد به احاديث جعلى در منابع معتبر نزد اهل سنت، بررسى توصيف پروردگار از منظر بزرگان اهل سنت را ادامه مى‏دهيم:

     1. خداوند، چشم دارد. نافع[2] از عبداللّه‏ بن عمر نقل مى‏كند: «ذكر النبی متعال را به درستى معرفی يّ صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏ آله ‏و سلم يوماً بين ظهري الناس المسيح الدجال، فقال: إنّ اللّه‏ ليس بأعور إلاّ أنّ المسيح الدجال أعور العين اليمنى، كأنَّ عينه عنبة طافية»[3]. رسول اكرم صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏ آله ‏و سلم روزى ميان مردم، از مسيح دجال گفتگو نمودند، در ضمن گفتارشان فرمودند: خداوند يك چشم نيست! ولى مسيح دجال چشم راست‏اش كور و مانند حبه‏ ى انگورى، از حدقه‏ اش بيرون آمده است.  بر اساس اين روايت، خداوند در نقطه‏ ى مقابل دجال گرفته است و از آنجايى كه دجال فقط يك چشم دارد، بنابراين خداوند داراى دو چشم مى‏باشد.    2. خداوند داراى كتف و شانه است. صفوان بن محرز[4] مى‏گويد: «بينا ابن عمر يطوف إذ عرض رجلٌ، فقال: «يابن عمر هل سَمعتَ النبيّ صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏ آله ‏و سلم في النجوى؟ فقال: سمعتُ النبيّ صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏ آله ‏و سلم يقول: يدنى المؤمن من ربّه حتّى يضع اللّه‏ عليه كتفه، فيقرره بذنوبه تعرف ذنب كذا، يقول: أعرف ربّ! يقول: أعرف مرّتين. فيقول: سترتها في الدنيا وأغفرها لك اليوم»[5]. روزى عبداللّه‏ بن عمر[6] مشغول طواف بود، مردى پيش آمد و پرسيد: اى فرزند عمر در موضوع درگوشى حرف زدن خدا با بنده‏ اش، مطلبى از رسول خدا صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏ آله ‏و سلم شنيده‏اى؟ در جواب گفت: آرى شنيدم كه رسول خدا فرمودند: در روز قيامت بنده‏ ى مؤمن آن چنان به پروردگاراش نزديك مى‏گردد كه با خدا پهلوى هم قرار گرفته (و مشغول صحبت مى‏شوند)، خداوند از بنده‏ا ش سوال مى‏كند: به ياد دارى كه فلان گناه را مرتكب شدى؟ مى‏گويد: آرى، آرى. بدين ترتيب به تمام گناهان‏ش اعتراف مى‏كند، خداوند منان مى‏گويد، مطمئن باش! همان طور كه در دنيا گناهان تو را فاش ننمودم، امروز نيز همه‏ ى آنها را مى‏بخشم.

     3. پروردگار انگشت دارد.

الف ـ «عن عبداللّه‏ قال: جاء حبرٌ مِنَ الأحبار إلى رسول اللّه‏ صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏ آله ‏و سلم، فقال: يا محمّد! إنّا نجد إنّ اللّه‏ يجعل السموات على إصبعٍ والأرضين على إصبعٍ والشجر على إصبعٍ، والماء على إصبعٍ، والثرى على إصبعٍ، وساير الخلايق على إصبعٍ، فيقول: أنا الملك؛ فضحك النبي صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏ آله ‏و سلم حتّى بدت نواجذه، تصديقاً لقول الحبر»[7].  عبداللّه‏ بن مسعود[8] مى‏گويد: يكى از علماى يهود به حضور رسول اكرم شرفياب گرديد و عرضه داشت: يا محمد! ما در تورات مى‏خوانيم خداوند توانا در روز قيامت هر يك از آسمان‏ها، زمين‏ها، درخت‏ها، آب و خاك را بر روى انگشتى قرار مى‏دهد و مى‏گويد: منم سلطان و مالك واقعى همه‏ ى موجودات. در اين هنگام رسول خدا صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏ آله ‏و سلم به عنوان تصديق و تأييد گفتار وى تبسم نمود، تا جايى كه دندان‏هاى آسياب حضرت صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏ آله ‏و سلم نمايان گرديد.

     ب ـ معاذ بن جبل[9] مى‏گويد: «إحتبس عنّا رسول اللّه‏ صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏ آله ‏و سلم ذات غداةٍ من صلاةِ الصُّبح، حتّى كدنا نترأى عين الشمس، فخرج سريعاً فثوب بالصّلاة، فصلّى رسول اللّه‏ وتجوّز في صلاته، فلمّا سلّم دعا بصوته، فقال لنا: على مصافكم كما أنتم، ثمّ انتقل إلينا فقال: أمّا إنّي سأحدّثكم ماحبسني عنكم الغداة، إنّي قمت مِنَ اللّيلِ فتوضّأتُ فصلّيت ماقدر لي، فنعستُ في صلاتي فاستثقلت، فإذا أنا بربّي تبارك وتعالى في أحسنِ صورةٍ، فقال: يا محمّد صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏ آله ‏و سلم! قلتُ: ربّي! لبيك! قال: فيم يختصم الملأ الأعلى؟ قلتُ: لاأدري ربّ! قالها ثلاثاً. قال: فرأيته وضع كفّه بين كتفي قدوجدتُ بردَ أناملِهِ بين ثديي، حتّى تجلّى له ما في السماوات والأرضِ، ثمّ تلا هذه الآية: «وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ»[10]»[11]. روزى رسول خدا صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏ آله ‏و سلم براى نماز صبح تأخير نمودند تا جايى كه نزديك بود آفتاب طلوع كند، پس با عجله وارد مسجد گرديدند و نماز را كوتاه به جاى آوردند. سپس فرمودند: از صف‏هاى خود حركت نكنيد؛ آنگاه علت تاخير خود را چنين تشريح نمودند: من ديشب بيدار شدم، پس از آنكه وضو گرفتم و مقدارى نماز خواندم دوباره به خواب رفتم. ناگهان خداوند را در زيباترين صورت مشاهده كردم. فرمود: يا محمد صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏ آله ‏و سلم! گفتم: لبيك! پروردگار من! فرمود: ملائكه‏ هاى مقرب در چه مطلبى با هم منازعه مى‏كنند؟ گفتم: نمى‏دانم. خداوند سه بار اين سوال را تكرار نمود. ديدم كه دستش را در كتف من گذاشت به طورى كه سرماى انگشتان‏ش را در سينه ام احساس كردم. با اين عملِ پروردگار، تمام آنچه كه در آسمان‏ها و زمين بود براى پيامبر صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏ آله ‏و سلم تجلى يافت. سپس اين آيه را تلاوت نمودند: «اين چنين، ملكوت آسمان‏ها و زمين (و حكومت مطلقه‏ ى خداوند بر آنها) را به حضرت ابراهيم عليه‏السلام نشان داديم تا (به آن استدلال كند و) اهل يقين گردد».

4. خداوند كمر و پهلو دارد. ابوهريره نقل مى‏كند: «عن النبيّ صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏ آله ‏و سلم قال: خلق اللّه‏ الخلق، فلمّا فرغ منه قامت الرَّحِم، فأخذتْ بحِقو الرحمن. فقال له: مه! قالت: هذا مقام العائذ بك مِنَ القطيعة. قال: ألا ترضين أن أصل مَن وصلك وأقطع مَن قطعك؟ قالت: بلى يا ربّ! قال: فذاك»[12]. رسول خدا صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏ آله ‏و سلم فرمودند: خداوند هنگامى كه خلق و آفرينش موجودات را پايان بخشيد، رَحِم و قرابت برخاست، و كمر خدا را گرفت! خداوند فرمود: آرام باش! عرضه داشت: اينجا جايگاه كسى است كه از قطع رحم به پيشگاه‏ات پناه آورده است. خداوند در جواب فرمود: آيا به اين اندازه راضى نمى‏شوى كه احسان كنندگان تو را احسان و قطع كنندگان تو را از رحمت‏ام قطع اميد كنم؟ عرضه داشت: بلى، پرودگار! اراضى شدم. خداوند فرمود: با احسان كنندگان، و قطع كنندگان تو اين چنين رفتار خواهم نمود.

     5. خداوند، ساق پا دارد.

     الف ـ ابى سعيد خدرى[13] نقل مى‏كند: «سمعت النبيّ صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏ آله ‏و سلم يقول: يكشف ربّنا عن ساقه فيسجد له كلّ مؤمن ومؤمنة ويبقى مَن كان يسجد في الدنيا رياءً وسمعة»[14]. از رسول خدا صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏ آله ‏و سلم شنيدم كه مى‏فرمودند: در روز قيامت، خداوند ساق خود را نشان مى‏دهد و تمام مردان و زنان با ايمان، در مقابل خدا به سجده مى‏افتند و افرادى كه در دنيا از روى ريا و خودنمايى سجده مى‏نمودند، باقى مى‏مانند.

     ابن ابى الحديد نقل مى‏كند:

ب ـ «إنّ النّار تزفر تتغيّظ تغيّضاً شديداً، فلاتسكن حتّى يضع قدمه فيها، فتقول: قطّ قطّ»[15].

همانا جهنم، داراى آتش است و زبانه‏ى آتش بسيار شديد و سوزان است و آرام نمى‏شود تا اينكه خداوند پاى خود را در آن مى‏گذارد. در اين هنگام جهنم مى‏گويد: كافى است، كافى است.

  اين نسبت‏هاى ناروا، گوشه‏ اى از عقايد اهل سنت در مورد اساسى‏ترين مسئله‏ ى عالم آفرينش و مهم‏ترين ركن اعتقادى بشريت؛ يعنى مسئله‏ ى معرفة اللّه‏ و توحيد الهى؛ مى‏باشد. آنان عظمت بى منتهاى خداوند را ناديده گرفته و او را موجودى جسمانى پنداشتند و در نتيجه، خداوند را داراى چشم، گوش، بينى، انگشت، فرج و ديگر اعضاى بدنى معرفى كرده‏اند.

 اعترافات ابن ابى الحديد

     بعضى از علماى اهل سنت در مواردى از عقايد سست بزرگان خود خشمگين مى‏شوند به گونه‏اى كه خشم و نفرت‏شان را مى‏توان در كتب و متون آنها مشاهده نمود. ابن ابى الحديد ـ شارح نهج البلاغه ـ از جمله‏ ى اين علما بوده است. او به اندازه‏ اى از باورهاى بزرگان خود عصبانى مى‏شود كه تمام اقوال آنان را بيان كرده و سپس به كلام آنان طعنه وارد مى‏كند. او به نقل از گروهى از متكلمان نادان اقوال مى‏نمايد:

الف ـ «سألت معاذاً العنبريّ فقلت: أله وجه؟ فقال: نعم، حتّى عددتُ جميع الأعضاء مِن أنفٍ وفمٍ وصدرٍ وبطنٍ، واستحييتُ أن أذكُرَ الفَرْج، فأومأتُ بيدي إلى فرْجي. فقال: نعم، فقلت: أذكرٌ أو أنثى؟ فقال: ذكرٌ»[16]. از معاذ عنبرى[17] سوال كردم و گفتم: آيا خداوند صورت دارد؟ گفت: بله. تا اينكه تمام اعضا مثل بينى، دهان، سينه و شكم را در مورد پروردگار پرسيدم. و خجالت كشيدم آلت تناسلى را سوال كنم. با دست خودم به آلت تناسلى‏ام اشاره كردم. گفت: بله. گفتم: آيا آلت مردانگى دارد يا آلت زنانگى؟ گفت: آلت مردانه دارد.

ب ـ «دخل انسان على معاذ بن معاذ يوم عيد، وبين يديه لحمٌ في طبيخ سكباج[18]، فسأله على البارى تعالى في جملة ماسأله، فقال: هو واللّه‏! مثل هذا الّذي بين يديّ لحمٌ ودمٌ»[19]. شخصى در روز عيد بر معاذ بن معاذ[20] داخل شد، در حالى كه در دستان او تكه گوشتى از آبگوشت سركه شيره وجود داشت. او سؤالات فراوانى از معاذ پرسيد كه يكى از آن‏ها درباره‏ ى خداوند متعال بود. گفت: قسم به خدا! خداوند مثل اين آبگوشتى كه در دست من است، از گوشت و خون تشكيل شده است.

ج ـ «خرجنا يوم عيد إلى المصلّى فإذا جماعةٌ بين يدى أمير والطبول تضرب والأعلام تخفق، فقال واحدٌ من خلفنا: اللّهمّ لا طبلَ إلاّ طبلك! فقيل له: لاتقل هكذا، فليس للّه‏ تعالى طبلٌ. فبكى وقال: أرأيتم هويجيءُ وحده ولايضرب بين يديه طبلٌ ولاينصب على رأسه عَلَمٌ، فإذن هو دون الأمير!»[21]. در روز عيد، براى اقامه‏ ى نماز به سوى مصلّى رهسپار شديم. در آنجا گروهى پيشاپيش امير، مشغول طبل زدن و تكان دادن پرچم‏ها بودند. شخصى از پشت سر ما گفت: خداوندا! طبلى جز طبل تو نيست. شخصى به او گفت: اين كلمات را به زبان نياور، خداوند متعال، طبل ندارد. در اين هنگام آن شخص گريه كرد و گفت: آيا خداوند، به صورت تنها مى‏آيد و كسى نيست كه براى او طبل بزند و بر روى سرش پرچم تكان دهد؟ پس خداوند از حاكم ما نازل‏تر است.

  اكنون اين پرسش مطرح مى‏گردد، شخصى كه عوام است و از افراد معمولى محسوب مى‏شود، چرا پروردگار متعال را اين گونه تصور مى‏كند و به خود اجازه مى‏دهد عقيده‏ ى خود را ميان جمع بازگو نمايد؟! عالمان و دانشمندانِ معاصر او، چگونه خداوند را به او معرفى كرده‏ اند؟ اين گناهان بر عهده‏ ى چه كسانى است؟ آيا علما و بزرگان اهل سنت، مقصر اصلى نيستند؟ علما و دانشمندان هر مذهبى، موظف‏ اند اصلى‏ترين مسائل اعتقادى و باورهاى دينى را براى مردم توصيف كنند و آنان را از انحرافات احتمالى محفوظ نمايند. اما اگر علما و دانشمندان دچار انحراف شده‏ اند؛ از مردم عوام چه انتظار بايد داشت و آيا مى‏توان آنان را در مورد عقايد و باورهاى قلبى‏شان مورد پرسش و سرزنش قرار داد؟!

 د ـ « روى بعضهم أنّه تعالى أجرى خيلاً فخلق نفسه من مثلها. وروى قوم منهم أنّه نظر في المرآة فرأى صورة نفسه، فخلق آدم عليها. ورووا أنّه يضحك حتّى تبدو نواجذه. ورووا أنّه أمردٌ جعدٌ قطط، وفي رجليه نعلان مِنْ ذَهَب، وأنّه في روضة خضراء على كرسيّ تحمله الملائكة. ورووا أنّه يضع رجلاً على رجل ويستلقى فإنّها جلسة الربّ. ورووا أنّه اشتكى عينه فعادته الملائكة ورووا أنّه ينزل إلى السماء الدنيا في نصف شعبان، وأنّه جالسٌ على العرش قد فضل منه أربع أصابع من كلّ جانب»[22]. بعضى از علما چنين نقل كرده كه خداوند گلّه‏ اى از چهارپايان را راه انداخت و خود را مثل چهارپايان خلق كرد و گروهى از دانشمندان روايت كردند كه خداوند در آينه نگاه كرد و صورت خود را ملاحظه نمود. سپس آدم را طبق صورت خويش خلق كرد و روايت كردند: خداوند مى‏خندد تا اينكه دندان‏هاى آسياب‏اش نمايان مى‏شود و روايت كردند: خداوند، نوجوانى كوتاه قد است كه در صورت‏ش مو پديدار نشده و موهاى سرش به هم پيچيده است و در پاهايش، يك جفت كفش طلا وجود دارد و همانا خداوند در باغ سرسبزى بر روى كرسى مى‏نشيند و ملائكه آن را حمل مى‏كنند؛ و روايت كردند: همانا خداوند پايش را بر روى پاى ديگر مى‏گذارد و به پشت مى‏نشيند كه اين نحوه‏ ى نشستن پروردگار است و روايت كردند: چشم خداوند درد گرفت سپس ملائكه از او عيادت كردند و روايت كردند: خداوند در شبهاى نيمه‏ ى شعبان به آسمان دنيا نزول مى‏كند و روايت كردند: بر روى عرش مى‏نشيند در حالى كه به مقدار چهار انگشت از هر سويى از خداوند اضافه مى‏آيد.

 ه ـ «كان بطبرستان قاصّ مِنَ المشبّهة، يقصّ على الناس، فقال يومٌ في قصصه: إنّ يوم القيامة تجئ فاطمة بنت محمّد، ومعهما قميص الحسين ابنها تلتمس القصاص من يزيد بن معاوية، فإذا رآها اللّه‏ تعالى مِن بعيد، دعا يزيد وهو بين يديه، فقال له: ادخل تحت قوائم العرش، لاتظفر بك فاطمة، فيدخل ويختبئ، وتحضر فاطمة، فتتظلّم وتبكى، فيقول سبحانه: أُنظري يا فاطمة إلى قدمي، ويخرجها إليها، وبه جُرحٌ مِن سهم نمرود، فيقول: هذا جرح نمرود في قدمي، وقد عفوتُ عنه. أفلا تعفينَ أنتَ عن يزيد. فتقول هي: اشهد يا ربِّ! انّي قد عفوت عنه»[23]. در طبرستان، قصه گويى از فرقه‏ى مشبّهه[24] بود، كه براى مردم قصه مى‏گفت. او روزى در داستان‏ش گفت: همانا روز قيامت فاطمه دختر محمّد مى‏آيد در حالى كه لباس پسرش حسين را به همراه مى‏آورد و از خداوند قصاص يزيد بن معاويه را درخواست مى‏كند. زمانى كه خداوند از راه دور، شاهد آمدن فاطمه بود، يزيد را كه نزديك او بود، فرا خواند و به وى فرمود: برو زير چهارپايه‏ ى عرش مخفى شو تا فاطمه به تو دست نيابد. يزيد زير چهارپايه پنهان مى‏شود و پرده‏اى بر روى خود مى‏كشد. فاطمه نزد خداوند حاضر مى‏شود و از ظلم يزيد شكايت كرده و گريه مى‏كند. خداوند مى‏فرمايد: اى فاطمه! به پاهايم نگاه كن و پاهايش را به فاطمه نشان مى‏دهد در حالى كه پاى خداوند از تيرى كه نمرود پرتاب كرد، زخمى بود[25]. سپس خداوند فرمود: اين جراحت در پاى من به سبب تير نمرود است و من او را بخشيدم. آيا تو يزيد را نمى‏بخشى؟ فاطمه فرمودند: خداوندا! شاهد باش كه من يزيد را عفو كردم.

 و ـ «إنّه ينزل على حمارٍ في صورة غلام أمرد، في رجليه نعلان من ذهب، وعلى وجهه فراش من ذهب يتطاير»[26]. خداوند به شكل نوجوانى كه هنوز مو بر صورت‏اش نروئيده، سوار بر الاغ به زمين فرود مى‏آيد. در پاهايش، يك جفت كفش طلا و بر صورت پروردگار، پرده‏اى از طلا كشيده شده كه به سبب وزش باد، پرواز مى‏كند.

     ابن ابى الحديد روايتى را از حضرت اميرالمومنين على عليه‏السلام نقل مى‏كند كه حضرت عليه‏السلام مى‏فرمايند: «يأتى على الناس زمانٌ، لايبقى فيه مِنَ القرآن إلاّ رسمه ومِنَ الإسلام إلاّ اسمُه، مساجدهم يومئذٍ عامرةٌ مِنَ البنى خَرابٌ مِنَ الهُدى، سكّانها وعمّارها شرّ أهل الأرض منهم تخرج الفتنة وإليهم تأوي الخطئية»[27]. روزگارى بر مردم خواهد آمد كه از قرآن جز نشانى (نوشته‏اى) و از اسلام جز نامى باقى نخواهد ماند. مسجدهاى آنان در آن روزگار آباد، اما از هدايت ويران است. مسجد نشينان و سازندگان بناهاى شكوهمند مساجد، بدترين مردم زمين مى‏باشند كه كانون هر فتنه و جايگاه هر گونه خطاكارى‏ند.   ابن ابى الحديد به وقوع پيش بينى در روايت فوق اعتراف مى‏كند و مى‏گويد: «كمَن يسكن المساجد الآن، ممّن يعتقد التجسّم والتشبيه والصورة والنزول والصعود والأعضاء والجوارح»[28]. مثل كسانى كه امروزه (در قرن نهم) در مسجدها ساكن مى‏شوند، كسانى كه قائل به جسمانى بودن و شبيه سازى و صورت و نزول و صعود و اعضا و جوارح براى پروردگار هستند.

 روايات توجيه ناپذير

     تمام رواياتى كه تا کنون بيان شد، از معتبرترين منابع اهل سنت يعنى صحاح ستّه أخذ شد؛ منابعى همچون صحيح بخارى و صحيح مسلم، كه اهل سنت صحيح بخارى را «أخ القرآن» و صحيح مسلم را «اُخت القرآن» ناميده‏ اند. منشأ اين روايات، عمر بن خطاب بوده است. او بنيان گذار اين انحرافات عظيم بوده و سنگ بناى اين كج انديشى‏ ها را در مورد پروردگار متعال بنيان نهاده است[29]. نكته‏ ى جالب اين است كه راويان اين احاديث جعلى، همچون عبداللّه‏ بن عمر، ابوهريره، عمروعاص و ابوموسى اشعرى؛ از دوستان و نزديكان خليفه‏ ى دوم بوده‏ اند. عمر بن خطاب در زمان حيات رسول خدا صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏ آله ‏و سلم به جمع آورى نسخه‏ هاى مختلف از كتب يهوديان همچون كتاب تورات مى‏پرداخت. سپس آنها را به نزد پيامبر صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏ آله ‏و سلم مى‏آورد تا از ايشان اجازه‏ ى پخش آن مطالب ميان مردم را بگيرد. اما حضرت صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏ آله ‏و سلم به شدت با او برخورد نموده و وى را از اين كار منع نمودند[30].  بعد از اين كه عمر بن خطاب رواياتى را از كعب الاحبار جمع آورى كرد، نويسندگان صحاح سته براى تداوم راه پيشواى خودشان، دست به دست هم دادند و آن احاديث جعلى را در كتاب هايشان نقل كردند. بخارى متوفاى سال 256 ه ـ ق بود[31]. مسلم با بخارى هم عصر بوده و ترمذى نيز شاگرد بخارى بوده است. نسايى نويسنده‏ ى آخرين صحيح از صحاح سته؛ در سال 303 ه ـ ق وفات كرد[32]. بر اين اساس نويسندگان اين كتب از اواخر قرن دوم تا اوايل قرن چهارم مى‏زيستند و اين روايات از همان زمان، در دسترس علماى اهل سنت قرار گرفت.

  شيخ محمد عبده از روشن فكران اهل سنت، اعتراف مى‏كند كه از نظر علم فلسفه و حكمت امكان ندارد خداوند داراى جسم باشد و با چشم ظاهر ديده شود اما هنگامى كه به روايات جعلى از منابع معتبر اهل سنت برخورد مى‏كند، مى‏گويد: ناچاريم بپذيريم كه خداوند جسمانى بوده و قابل رويت مى‏باشد[33].  ممكن است كسى بپرسد آيا علما و بزرگان اهل سنت، اين روايات را توجيه كرده و براى آنها معناى ديگرى بيان كرده‏ اند؟ در پاسخ بايد گفته شود: هرگز توجيه مشخصى در كتاب‏هايشان ديده نشده است. تمام علما و محدثين اهل سنت اصرار دارند هرگز نمى‏شود اين روايات را تحريف يا تأويل كرد. به عنوان نمونه‏ ى اين افراد؛ مى‏توان به بن باز مفتى بزرگ اهل سنت در كشور عربستان مثال زد.  او معتقد است خداوند، انسان را طبق صورت خوداش آفريد و امكان تشبيه وجود ندارد[34]. غير از او، نحله‏ هاى فكرى متعددى وجود دارند كه مشبّهه يا مجسّمه‏ اند؛ يعنى قائل به تجسيم و تجسّم خداوند شده و او را شبيه به مخلوقات‏ش مى‏دانند.

 موضع‏گيرى حضرات معصومين عليهم‏السلام

  حضرات معصومين عليهم‏السلام در زمان حيات‏شان، اين گونه خطرات را متذكر شده و در مقابل اين تفكرات موضع‏گيرى مى‏نمودند. بنابراين معلوم مى‏شود اين باورها در زمان حيات ائمّه‏ ى اطهار عليهم‏السلام شيوع پيدا كرد و ايشان عليهم‏ السلام را مجبور به واكنش نمود. اكنون برخى از مواضع حضرات معصومين عليهم‏ السلام در مقابل اين تفكرات باطل را مرور مى‏كنيم[35]:

    الف ـ حضرت اميرالمؤمنين على عليه‏السلام مى‏فرمايند: «الحمدُ للّه‏ الّذي بطن خفيّات الاُمور، ودلّت عليه أعلامُ الظّهور، وامتنع على عين البصير، فَلا عين مَن لم يره تُنكره، ولاقلبُ مَن أثبته يبصره، سبق في العلوّ فلاشى‏ءَ أعلى منه، وقرب في الدنوّ فلا شيء أقرب منه. فلااستعلاءهُ باعده عن شيء من خلقه، و لاقربه ساواهم في المكان به لم يطلع العقول على تحديدِ صِفته ولم يحجبها عن واجب معرفته، فهو الّذي تشهد له أعلام الوجود، على اقرار قلب ذى الجحود تعالى اللّه‏ عمّا يقوله المشبّهون به والجاحدون له علوّاً كبيراً»[36]. ستايش خداوندى را سزاست كه از اسرار نهان‏ ها آگاه است و نشانه‏ هاى آشكارى در سراسر هستى بر وجود او شهادت مى‏دهند، هرگز برابر چشم بينندگان ظاهر نمى‏گردد، نه چشم كسى كه او را نديده مى‏تواند انكارش كند و نه قلبى كه او را شناخت مى‏تواند مشاهده‏ اش نمايد. در والايى و برترى از همه پيشى گرفته، پس از او برتر چيزى نيست، و آن چنان به مخلوقات نزديك است كه از او نزديك‏تر چيزى نمى‏تواند باشد. مرتبه‏ ى بلند او را از پديده هايش دور نساخته و نزديكى او با پديده‏ ها او را مساوى قرار نداده است. عقل‏ها را بر حقيقت ذات خود آگاه نساخته؛ اما از معرفت و شناسايى خود بازنداشته است، پس اوست كه همه‏ ى نشانه‏ هاى هستى بر وجود او گواهى مى‏دهند و دل‏هاى منكران را بر اقرار به وجوداش واداشته است. خدايى كه برتر از گفتار تشبيه كنندگان و پندار منكران است.

   ب ـ صفوان بن يحيى[37] نقل مى‏كند: «سألني ابوقرّة المحدّث صاحب شبرمه أن أدخله إلى أبى الحسن الرضا، فاستأذنته، فأذن له، فدخل فسأله عن أشياء منَ الحلال والحرام والفرائض والأحكام، حتّى بلغ سؤاله إلى التوحيد، فقال أبوقرة: فإنّا روينا أنّ اللّه‏ قسّم الرؤية والكلام بين نبيّين؛ فقسّم لموسى الكلام ولمحمّد صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏ آله ‏و سلم الرؤية. فقال أبوالحسن عليه‏السلام: فمن المبلّغ عن اللّه‏ إلى الثقلين من الجنّ والإنس إنّه «لاَّ تُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ»[38] و«وَلاَ يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً»[39] و«لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ»[40]؟ أليس محمّد صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏ آله ‏و سلم؟ قال: بلى، قال أبوالحسن عليه‏السلام: فكيف يجيء رجلٌ إلى الخلق جميعاً فيخبرهم أنّه جاءَ مِن عنداللّه‏ وأنّه يدعوهم إلى اللّه‏ بأمر اللّه‏، ويقول: إنّه «لاَّ تُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ»[41] و«وَلاَ يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً»[42] و«لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ»[43]؟ ثمّ يقول: أنا رأيته بعيني وأحطت به علماً وهو على صورة البشر؟ أما تستحيون؟ ابوقرّه‏ى محدّث[44]، دوست شبرمه[45] از من درخواست كرد او را خدمت حضرت امام رضا عليه‏السلام ببرم. از حضرت اذن دخول گرفتم. او نزد امام عليه‏ السلام حاضر شد. چندين مسئله از مسائل حلال و حرام و احكام و واجبات پرسيد تا بالاخره سوال اش به توحيد منتهى شد. ابوقرّه گفت: روايت داريم كه خداوند ديده شدن و كلام را بين دو پيامبر عليهماالسلام تقسيم نمود؛ كلام را به حضرت موسى عليه‏ السلام اختصاص داد و ديده شدن را به حضرت محمد صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏ آله ‏و سلم داد. حضرت امام رضا عليه‏ السلام فرمودند: پس آن شخص چه كسى بود كه به جهانيان؛ تمام انسان‏ها و جن‏ها، از جانب خدا اعلام كرد: «چشم‏ها او را نمى‏بينند» و «آنها به او علم و احاطه ندارند» و «هيچ چيز همانند او نيست» مگر رساننده‏ ى اين پيام‏هاى خداوند، حضرت محمّد صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏ آله ‏و سلم نبوده است؟ ابوقرّه گفت: بله. حضرت امام رضا عليه‏السلامفرمودند: پس چگونه مى‏شود شخصى از جانب خدا به مردم اعلام كند كه از طرف خداوند متعال مبعوث شده است و مردم را به فرمان خدا، به سوى دين خدا دعوت كند و بگويد: «چشم‏ها او (پروردگار) را نمى‏بينند» و «آنها به او علم و احاطه ندارند» و «هيچ چيز همانند او نيست»، بعد خودش بفرمايد: من با چشم خود، پروردگار را ديده‏ا م و نسبت به او احاطه‏ ى علمى پيدا كردم، و او به صورت انسان است؟! آيا خجالت نمى‏كشيد؟ فقال ابوقرّة، فإنّه يقول: «وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى»[46]فقال ابوالحسن عليه‏السلام: إنّ بعد هذه الآية يدلّ على ما رأى، حيث يقول: «مَا كَذَبَ‏الْفُؤَادُ مَا رَأَى»[47] ثمّ اخبر بمارأت عيناه: «لَقَدْ رَأَى مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى»[48] فآيات اللّه‏ غيراللّه‏. وقال: «وَلاَ يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً»[49] فإذا رأته الأبصار فقد أحاطت به العلم ووقعت المعرفة. فقال أبوقرّة: فتكذب بالرواية؟ فقال أبوالحسن عليه‏السلام: إذا كانت الرواية مخالفة للقرآن كذّبتُها، وماأجمع المسلمون عليه أنّه لا يحاط به علماً ولاتدركه الأبصار وليس كمثله شيء. وسأله عن قول اللّه‏: «سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى»[50] فقال أبوالحسن عليه‏السلام: قد أخبر اللّه‏ تعالى أنّه أسرى به ثمّ أخبره أنّه لِمَ أسرى به، فقال: «لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا»[51] فآيات اللّه‏ غير اللّه‏»[52]. سپس ابوقرّه گفت: خداوند در قرآن مى‏فرمايد: «و قطعاً بار ديگر نيز او (پروردگار) را مشاهده كرد» حضرت امام رضا عليه  ‏ا لسلام فرمودند: آيه‏ ى بعد از اين آيه، معناى اين آيه را بيان مى‏كند، كه رسول خدا صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏ آله ‏و سلم چه چيزى را ديده است، آنجايى كه خداوند مى‏فرمايد: «قلب (پاك او) در آنچه ديد، هرگز دروغ نگفت» پس آيه‏ ى ديگر خبر مى‏دهد كه چشم‏هاى ايشان صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏ آله ‏و سلم چه چيزى را مشاهده كرده است. «او پاره‏اى از آيات و نشانه‏ هاى بزرگ پروردگاراش را ديد». بنابراين آيات و نشانه‏ هاى خدا، كه پيامبر صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏ آله ‏و سلم ديدند، غير از خود خداوند است. خداوند در قرآن مى‏فرمايد: «ولى آنها به او احاطه‏ ى علمى ندارند» پس اگر چشم‏ها او را ببينند، احاطه‏ ى علمى به او پيدا كرده‏ اند و شناخت به وجود مى‏آيد. ابوقرّه گفت: پس آيا روايت را دروغ مى‏دانيد؟ حضرت عليه‏ السلام فرمودند: وقتى روايت مخالف قرآن باشد، البته تكذيب مى‏كنم؛ همينطور اجماع بر مخالفت با اين روايت وجود دارد؛ زيرا مسلمانان اتفاق دارند: همانا كسى به علم خداوند احاطه ندارد و چشم‏ها او را نمى‏بينند و مثل و مانندى ندارد. ابوقرّه از اين آيه سؤال كرد: «پاك و منزه است خدايى كه بنده‏اش را در يك شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصى برد» حضرت عليه‏ السلام فرمودند: خداوند در آيه اعلام مى‏كند كه پيامبراش را سير داده، بعد در توضيح علّت سير دادن حضرت صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏ آله ‏و سلم مى‏فرمايد: «تا برخى از آيات خود را به او نشان دهيم» بنابراين آيات الهى غير از پروردگار است. اين روايت نمونه‏ اى از موضع‏گيرى‏هاى حضرات معصومين عليهم‏ السلام در قبال كج انديشى‏ها و تفكرات باطل علما و محدثين اهل سنت بوده است.

  

 




نویسنده : asd12345 تاریخ : شنبه 23 دی 1391 ارسال نظر(0)

امتحان قرآن سال اول راهنمایی

 

نام:                          امتحان قرآن  سال اول راهنمایی                             تاریخ...../١٠/٩٠
                  وقت:٥٠دقیقه                                 نوبت اول
نام خانوادگی:                    شماره:        مدرسه راهنمایی ....                                           
ردیف
ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــؤالات
بارم
١-
بااستفاده ازکلمات داده شده معنای لغات رابنویسید.(یک کلمه اضافه است)
                              « لایَهدی ،  نهار ، یُنَزِلُ ،  مَیت ،  مَنام  »
ب ) هدایت نمی کند               ج )خواب                  د ) روز               الف ) مرده             
١نمره
٢-
دورترجمه صحیح هرعبارت خط بکشید.
لَقداَرسَلنا                   الف )  قطعاً فرستادیم                   ب )  قطعاً می فرستیم 
کَیفَ یُحیی                الف ) چگونه زنده می کند              ب ) چگونه زنده  می کند
هُوَالَذی اَنزَلَ             الف ) اوکسی است که نازل کرد       ب ) اوکسی است که نازل می کند
اَرسَلَ رَسُولَهُ             الف ) ارسال کردپیامبرش              ب ) پیامبرش رافرستاد
٢نمره
3-
برای هریک ازکلمات زیر دو هم خانواده مناسب بنویسید.
الف ) حَمد......................    و  ...............................
    ب  ) خالِق......................    و  ..............................
1نمره
4-
     آیات زیر راترجمه کنید. 
فَاَنظُر کَیف کانَ عاقِبَةُ اَلظالِمینَ
یُخرِجُهُم مِنَ الظُلِماتِ الی النُور
اِنَّ فی ذالِکَ لَایاتٍ لِقُومٍ الظالِمینَ
     جَناتٍ تَجری مِن تَحتِهَا الاَنهارُ
٤نمره
5-
کلمات زیر رابه فارسی معناکنید.
مُبین (                )       ذُنُوب (                 )  سَماء (               )  عِند (                )
 
اَنفُس(               )        سَبیل    (             ) کُم  (             )    یُخرِجُ  (                  )
 
 
2نمره
                                         موفق باشید                                                 شهریاری



نویسنده : asd12345 تاریخ : شنبه 23 دی 1391 ارسال نظر(0)

نمونه سوال عربی اول متوسطه

 

 
 
ساعت شروع :
رشته : عمومی
سوالات امتحان درس : عربی (1)
مدت امتحان : 70دقیقه
تاریخ امتحان : .../2/1391
دبیرستان شهیدرجایی واجل
مدیریت آموزش وپرورش صیدون
دبیر آقای : شهریاری    
نام ونام خانوادگی :
 
ردیف
ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــؤالات
بارم
                    1
تَرجِم الی الفارسیة:
الف ) قَطَعتُ هذِ المسافَةَ البَعیدةَ لِزیارةِ حَبیبی .
 ب )  ماالفائدةُ فی ثروَةٍ وَراءَ ها لعنةُ النَّاسِ؟!
 ج ) هُوَلایَترَوَّحُ بَل یُجَفِّفُ قَمیصَهُ .
 د ) الحَدیدُ ضَروريٌ لِتَکوینِ الکُرَیاتِ الحَمراءِ .
هـ ) إذا تَمَّ العَقلُ نَقَصَ الکَلامُ .
 و ) دینُنالایَسمَحُ لنا بالسُّجودِ الا لِله الذی خَلَقنا .
3نمره
2    -
أجِب:   الباهِظ(بالفارسیه ):                                   گردن (بالعربیه) :
        النَذیر ( المُتَضاد ) :                                  الوسام (بالفارسیه ) :
1نمره
3-
عَرِّب العبارة التالیة.
 فرصت رابرای یادگیری غنیمت شمارید.
 
5/نمره
4-
انتَخب الترجمة الصحیحه :                                                                                              
 الف )أحسِن الی مَن علمکَ حرفاً :به کسی که به توحرفی ............. احسانکن.
                                         1-آموخت    ۝          2 - بیاموزد     ۝              
 ب ) هوَ سافَرَ الی مکانٍ قَریبٍ : اوبه جای نزدیکی........... .
1-مسافرت می کند      ۝       2-مسافرت کرد   ۝            
ج ) ایّاکَ نَعبِدُ : 1- تنهاتورا می پرستیم۝    2- تورامیپرستیم۝
5/1نمره
 
5-
اکمل ترجمةَ هذهِ العبارة : نَحنُ نَقِصُ علیکَ أحسَنَ القِصَصِ .
 
                     ...........نیکوترین سرگذشت را بر ........... حکایت میکنیم .
 
5/نمره
6-
صًحح الاخطاء فی الترجمةِ.
 الف ) العاجزَ مَن عجَزَ عن الکتساب الثواب .   ناتوان  که ازبدست آوردنثواب عاجزاست.
 
 ب ) انتُم تَتَعلَمونَ اللُغةُ العربیهَ لِأنَها لُغةُ القرآنِ. آنهازبانعربی رافرامی گیرندچون زبان قرآن است.
5/1نمره
7-
عَین المَفهوم الصحیح لِهذهِ الآیةِ. لاتَقنِطوا مِن رحمَةِ اللهِ .
 
      الف ) ترس نداشتنح ازرحمت خدا  ۝   ب ) امیدواری داشتنبه رحمت خداوند   ۝
5/نمره
8-
 
 الف : اُکتب :1- اسم التفضیل مِن «فَصَحَ  »                           2- حَسن :
 
 ب : عین نوع المشتق :   1- بَدیع :                                      2- حافظ :
 
ج : اکمل الجدول:                        
                                                                       
 الحروف الزائد   
المصدر     
المضارع 
     الماضی
 
 
یَحتَمِلُ
 
 
 
د : اِجعل فی الفراغ کلِمةٌ مناسِبةٍ
 1-أنتِ ........... ( یُدَبِّرُ
2- ............... نُسبِح بحَمدکَ ونقَدس لکَ . ( أنا – نَحنُ –  أنتَ )
3- ..............الکُفار والمُنافقینَ . ( امراز- تُجاهِدُ )
4- .............. امامَ الظالمینَ. ( نهی از- تَستَسلِمُ )
5- المؤمنونَ هم ............. یعلَمونَ الصالحات . ( الذّی – اللاتیالذّین )
 
 
 
5/نمره
 
5/نمره
 
75/نمره
 
 
 
 
 
25/1نمره
9-
عین المعرب والمبنی مِن الکلمات التی اُشیرالیهابِخطّ.
 
  هُوالذی  یَذهَبُالیالحَقِ
                                                   
1نمره
10-
اقرأ العبارات ثُم عین ( الفاعل ونوعه – المفعول به – الخبرونوعهالجاروالمجرور )
 
     کَلِم  الناسَ علی قدرِ عقُولِهِم .
 
5/1مکره
11-
شکل الکلمات التی اُشیر الیهابخطّ. (حرکت گذاری کنید)
 
   یُشَجع  القُرآن  النّاس  عَلی الاِستفادة مِن الطَّیِّباتِ .
1نمره
12-
صَحِح الاخطاء فی الاعراب والتحلیل صرفی :
        یَنجَحُ الصادق :  
 یَنجَحُ : فعل امر ، للغائب، ثلاثی مزید ، مبنی /فعل مرفوع وفاعله «الصادق» و الجملة اسمیه
 
 الصادق: اسم،جمع ،مذکر،جامد، واسم مفعول معرب / فاعل ومنصوب
 
2نمره
13-
اکمل الفراغ حَسَب النَموذج: (جای خالی راباتوجه به نمونه کامل کنید)
       ـــ المؤمنُ هوالذی یَتَوکَلُ علی اللهِ فی الحیاةِ.   
         المؤمناتِ..............
75/نمره
14-
اِجعل  الفاعل مبتداوغیرمایَلزَمُ:
 
   ــــ یَعطفُ الوالدانِ علینا. ............................
 
 
5/نمره
 
15                   -
اکمل الفراغ بضمیر المناسب:
   ............وَقعَ الارضِ شهیداً .              .........تَجمعنَ .               ......... ارجَعُ .
75/نمره
16-
املا الفراغ:
     ـــــ الیسَ فی هذا .........  أکبرَ مِنکَ .( اسم مکان از جَلسَ )
 
    ـــــ امرباب افعال از ( خَبَرَ ) .............        ــــ ماضی بابمفاعله از ( کَتَّب )................
75/نمره
17-
اُکتُب هذهِ الکلمه مع الضمیر « الیاء » .
 
              ـــــ أکرَمَ : .............
25/نمره
20نمره
                                              « نَتَمنّی لَکُم التّوفیق »
جمع
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 1:8  توسط اسدالله شهریاری  |  نظر بدهید
 

 




نویسنده : asd12345 تاریخ : شنبه 23 دی 1391 ارسال نظر(7)

فهرست اهم فعالییت های مجتمع آموزشی امیرکبیررودزیر جهت اجرادرآذر ماه1391

 

 

فهرست اهم فعالییت های  مجتمع آموزشی امیرکبیررودزیر جهت اجرادرآذر ماه1391

ردیف

موضوع فعالیت

هفته اول

هفته دوم

هفته سوم

هفته چهارم

1

برگزاری ایام سوگواری محرم بادعوت ازمداح وسخنران

l

 

 

 

2

شهادت امام زین العابدین(ع) ونقش ایشان دررسوایی یزید

 

l

 

 

3

تهیه لست مناسب برای دریافت نمرات مستمروانعکاس به والدین

 

 

l

 

4

جلسه کمیته پیشرفت تحصیلی،وشناسایی دانش آموزان دارای ضعف تحصیلی ومشاوره لازم

 

l

 

 

5

برنامه ریزی مناسب بامشورت دبیران جهت برگزاری امتحانات نوت اول

 

 

 

l

6

نظارت وبررسی وضعیت دانش آموزان ضعیف واطلاع رسانی به والدین

l

 

 

 

7

نظارت برانتخاب واحددروس باقیمانده دانش آموزان پایه سوم سال قبل برای امتحان دیماه

 

l

 

 

8

برگزاری آزمون آعازین پایه اول- دوم وسوم

 

 

l

 

9

توجه دانش آموزان به مقررات امتحانات پایانی نوبت اول

 

 

 

l

10

معرفی معلمان خیروراه اندازی کلاس های خیرین

l

 

 

 

11

ابلاغ برنامه مراقبت به دبیران

 

 

 

l

12

<span lang="FA" style="font-family: 'Arial','sans-serif'; font-size: 14pt; mso-bidi-font-family: Arial; mso-ascii-theme-font: minor-bidi;




نویسنده : asd12345 تاریخ : جمعه 22 دی 1391 ارسال نظر(0)

فهرست اهم فعالییت های مجتمع آموزشی امیرکبیررودزیرجهت اجرا درمهرماه1391

 

فهرست اهم فعالییت های مجتمع آموزشی امیرکبیررودزیرجهت اجرا درمهرماه1391
ردیف
موضوع فعالییت
هفته اول
هفته دوم
هفته سوم
هفته چهارم
1
آماده سازی فضای آموزشگاه ازنظرنظافت.تجهیزات (میز،صندلی ،وایت برد,..........)
      l 
 
 
 
2
برگزاری مراسم شروع سال تحصیلی (ردکردن دانش آموزان اززیرقرآن و............)
l
 
 
 
3
تشکیل پرونده های آموزشی وتربیتی
 
l
 
 
4
تدوین برنامه کلاسی هفتگی وساعات کاری مدرسه وابلاغ آن به دانش آموزان ودبیران
 
l
 
 
5
دریافت ابلاغ همکاران ـــ ارسال شروع به کارآنان به اداره
l
 
l
 
6
دقت وصداقت درخصوص حضوروغیاب کارکنان ودانش آموزان
l
l
l
l
7
بیمه نمودن دانش آموزان
 
l
 
 
8
برگزاری جلسه انجمن اولیاء ومربیان
 
 
l
 
9
پیگیری ودریافت کتابهای درسی دانش آموزان                                             
 
l
 
 
10
گرامی داشت سالروزازدواج امام علی (ع)-روزازدواج-تربیت بدنی و ورزش
 
 
 
l
11
بزرگداشت روزحافظ –وروزکاهش بلایای طبیعی
 
 
 
l
12
ثبت نام وشرکت دانش آموزان درمسابقات احکام
 
 
l
 
13
برگزاری نمازجماعت درطول سال
 
l
l
l
14
تنظیم دفاترتحصیلی ،انضباطی دانش آموزان
 
l
 
 
15
تهیه وتنظیم کاربرگ دبیران
 
l
 
 
16
بایگانی اوراق امتحانی داخلی شهریورماه
 
 
 
l
17
بررسی – کنترل وصحافی لیست ریزنمرات
 
 
 
l
18
برگزاری جلسه شورای معلمان –شورای مدرسه –شورای دبیران وارسال یک نسخه به اداره
 
 
 
l
19
مرتب وتکمیل کردن وسایل آزمایشگاه
 
 
l
 
20
جمع آوری وارائه اطلاعات کنکورهای آزمایشی وآزمون آغازین
 
 
 
l
21
تهیه چارت سازمانی آموزشگاه
 
 
 
l
22
سرکشی ونظارت مداوم مدیرومعاونین به آموزشگاههای مجتمع
 
l
l
l
23
دریافت روزانه بخشنامه هاازاداره وارسال آنهابه مدارس
 
l
l
l
24
عمل نمودن به بخشنامه ها وپاسخ به موقع به آنها
l
l
l
l
25
انتخاب نماینده برای کلاس ها ونظارت برعملکردآنها
 
 
l
 
26
بررسی وبازگشاهی کتابخانه وتشویق وهدایت دانش آموزان برای استفاده ازکتابخانه
 
 
 
l
27
تشکیل پرونده پرسنلی کارکنان آموزشگاه
 
 
l
 
28
تهیه شناسنامه جدیدواحدهای آموزشی وارسال آن به اداره جهت تخصیص سرانه
 
 
l
 
29
بررسی وکنترل رشته های تحصیلی دانش آموزان دوم ودروس انتخابی
 
 
l
 
30
ارسال یک نسخه ازبرنامه هفتگی واحدآموزشی به اداره
 
 
 
l
31
ارسال دیسکت اطلاعات دانش آموزان ازامتحانات شهریور به سیستم متمرکز
 
l
 
 
32
شناسایی وتشویق دانش آموزان مستعدجهت مشارکت درامور فرهنگی ،هنری وورزشی
 
 
l
 
33
ارجاع دانش آموزانی که ازلحاظ درسی واخلاقی مشکل دارند؛به مشاوره مدرسه
 
 
l
 
34
انعقادفرم قراردادوارزشیابی پرسنلی واحدآموزشی
 
 
 
l
35
برگزاری جلسات توجیهی بادانش آموزان سال اول باحضورمشاوربرای شناسایی رشته
 
 
 
l
36
دریافت نتایج ارزشیابی وشناسایی دانش آموزان ضعیف ودرجریان گذاشتن اولیاء
 
 
 
l
37
بررسی هزینه های انجام شده درمهرماه وتنظیم اسنادجهت طرح درشورای مالی
 
 
 
l
38
تنظیم وچاپ وصحافی دفترآمار
 
 
 
l
39
شناسایی دانش آموزان ضعیف ودادن معرفی نامه به کمیته امداد امام ره
 
l
 
 
40
دقت دراجرای مراسم صبحگاه وظهرگاهی به صورت مداوم
l
l
l
l
 
 
پایان مهرماه
فهرست اهم فعالییت های مجتمع آموزشی امیرکبیررودزیر جهت اجرادرآبان ماه1391
ردیف
                                      موضوع فعالییت
هفته اول
هفته دوم
هفته سوم
هفته چهارم
1
اجرای منظم مراسم صبحگاه وظهرگاه درطول هفته
l
l
l
l
2
برگزاری نمازجماعت حداقل هفته ای 2باردرطول سال
l
l
l
l
3
انتخاب شورای دانش آموزی
 
 
l
 
4
برگزاری جلسه شورای معلمان
 
 
l
 
5
برگزاری جلسه شورای دانش آموزی
 
l
 
 
6
توجیهه نقش مشاورواستفاده ازنظرات ایشان دربرنامه ها ومشکلات دانش آموزان
 
l
 
 
7
تهیه وتنظیم دفتراماردانش آموزان
 
 
l
 
8
کنترل مدارک دانش اموزان
 
 
 
l
9
مراسم ویژه روزبسیج دانش آموزی ویادبودشهیدمحمدحسین فهمیده
 
l
 
 
10
برگزاری مراسم دهه ولایت
 
l
 
 
11
بزرگداشت روز دانش آموز- روزملی مبارزه بااستکبارجهانی- تسخیرلانه جاسوسی13آبان
 
l
l
 
12
روزفرهنگ عمومی
 
l
 
 
13
ثبت نام دانش آموزان اول درطرح سنجش
 
 
l
 
14
تشکیل کمیته پیشرفت تحصیلی
l
 
 
 
15
کنترل ،انسدادوپلمپ دفترآمارتوسط اداره
 
 
 
l
16
برگزاری دعای عرفه
l
 
 
 
17
بررسی وکنترل دفاترکلاسی
l
 
 
 
18
بستن دفترحضوروغیاب کارکنان وتاییدصحت امضاء همکاران پایان هرهفته
l
l
l
l
19
برگزاری مرحله اول کنکورآزمایشی
 
l
 
 
20
معرفی دانش آموزان تلاشگروتشویق آنها واعطای جایزه
 
 
l
 
21
پیگیری وانتخاب واحددانش آموزان پایه سوم جهت امتحانات دی ماه واعلام برنامه به آنها
 
 
 
l
22
شرکت دانش آموزان درمسابقه دو ومیدانی درهفته بسیج
 
l
 
 
23
روزخانوداه ،وتشکیل کلاس آموزش خانواده
 
 
l
 
24
پیگیری وپاسخ به بخشنامه ها
l
l
l
l
25
سرکشی ونظارت برمدارس مجتمع
l
l
l
l
26
دعوت ازپزشک وبهیارخانه بهداشت برای بررسی وکنترل وضعیت بهداشتی دانش دآموزان
 
l
 
 
27
اجرای مشاوره فردی وگروهی دنش آموزانی که وضعیت تحصیلی آنهارضایت بخش نبوده
 
 
l
 
28
رفع نواقص پرونده های تحصیلی دانش آموزان،
 
 
 
l
29
درخواست پرونده دانش آموزانی که باگواهی موقت ثبت نام شده اند
l
 
 
 
30
بررسی ونظافت اموزشگاه
 
l
 
 
31
روزکتاب وکتابخوانی وکتابداری- بزرگداشت علامه طباطبایی
 
 
 
l
32
 سخنرانی درمورد روزمباهله پیامبراسلام صلی الله علیه واله
 
 
l
 
33
جلسه کمیته پیشرفت تحصیلی
 
l



نویسنده : asd12345 تاریخ : پنج‌شنبه 21 دی 1391 ارسال نظر(0)

پاسخ سوالات درس6تا16پیام های آسمان سال سوم

 

پاسخ سوالات درس6تا16پیام های آسمان سال سوم

نماز می خواند که برادر کوچکش محکم با سه چرخه به پایش

می کوبد! او هم بی اختیار فریاد می زند: آخ! و بعد از کمی سکوت، نمازش را ادامه

می دهد.

پاسخ پاسخ2- نمازش صحیح است

3-       مشغول خواندن حمد و سوره است که ناگهان از پشت سرش صدای بلندی

می شنود، بی اختیار برمی گردد و به پشت سرش نگاه می کند. سپس خیلی زود تا حواسش

جمع می شود رو به قبله برمی گردد و بقیهٔ حمد و سوره اش را می خواند.

پاسخ3- نمازش باطل است چون صورت نمازاو  برهم می خورد

4-       درحالی که در مقابل تلویزیون نماز می خواند، برادر کوچکش تلویزیون را

روشن می کند با دیدن یکی از صحنه های فیلم خنده اش می گیرد، ولی با تلاش فراوان

خودش را کنترل می کند و فقط آرام می خندد.

پاسخ4-باطل نمی شود

5-      مشغول خواندن تشهد است که می بیند برادر کوچکش به طرف کتاب های او

می رود. برای این که به دیگران بفهماند با دست به طرف او اشاره می کند و با صدای بلند

چند بار می گوید: الله اکبر.

پاسخ5- نمازش باطل است

6-       در رکعت سوم مشغول تسبیحات اربعه است که خبر مهمی را از تلویزیون

می شنود. برای اینکه درست متوجه خبر شود چند دقیقه سکوت می کند و پس از تمام

شدن آن بخش از خبر، بقیه تسبیحات را می گوید.

پاسخ6- باطل است

7-       در بین نماز، گوشی تلفن همراهش زنگ می زند، آن را از جیبش درمی آورد

و نگاه می کند و سپس خاموش می کند و نمازش را ادامه می دهد.

پاسخ7- باطل نیست

8-       وقتی سر از سجده دوم بر می دارد شک می کند که در رکعت دوم است یا

رکعت سوم.

پاسخ8- باطل

9-       پنج مورد از مبطلات نماز را نام ببرید.

پاسخ9- *باطل شدن وضو *روی برگردان ازقبله *خندیدن باصدای بلند*حرف زدن دربین نماز* خوردن وآشامیدن* شک کردن درنمازهای 2یا3رکعتی و...

10-    در چه زمانی انسان می تواند جواب سلام کسی را که در نماز به او سلام کرده

است، ندهد؟

پاسخ10- جواب دادن به سلام غلطی که سلام به حساب نمی آید واجب نیست.

11-   اگر نمازگزار در نماز مغرب شک کند که دو رکعت خوانده است یا سه رکعت،

نمازش چه حکمی دارد؟

پاسخ11- باطل

پاسخ سؤالات پیام های آسمان سال سوم راهنمایی 1391 (درس هفتم):

روز رستاخیز

1-      قرآن کریم از روز قیامت با نام های مختلفی یاد کرده است: روز جدایی، روز

حسرت، روز برانگیختن، روز دشواری، و روز حساب.

با دقت در متنی که خواندیم مشخص کنید این نام ها به کدام یک از بخش های متن

صفحهٔ قبل اشاره دارد؟

پاسخ1- روزجدایی هنگامی که نامه اعمال به دست انسانهاداده می شود بعضی خوشحال وبعضی ناراحتند وازهم جدامی شوند

روزحسرت : آنانی که نامه اعمالشان به دست چپشان داده می شود ازغصه دستان خودرامی گزند وخودشان راسرزنش می کنند

روزبرانگیختن: هنگامی که قیامت می شود وانسان ها دوباره زنده می شوند

روزدشواری:وحشت مردم از اینکه دریاها آتش وکوهها مانند ابربه حرکت درمی آیند وواقعا صحنه دلخراش ووحشتناکی خواهدبود

روزحساب:  مردم وقتی نامه اعمالشان رامی بینند می گویند هرآنچه انجام داده بودیم اینجاست ودقیقا به حسابها رسیدگی می شود                    

2-      حال که تمامی کارهای ما در روز قیامت به دقت حسابرسی می شود، وظیفه ما در برابر کارهایی

که انجام می دهیم چیست؟

پاسخ2-مراقب ومواظب کارهایمان باشیم

3-      نمونه های دیگری از نیکی های ماندگار )باقیات الصالحات( را نام ببرید.

پاسخ3-کسی که زمین خودرابرای ساختن مسجد یامدرسه هدیه می کند ومردم بعدازمرگ اوازآن استفاده می کنند.

استادی که به دیگران کارخوبی می آموزد آنان پس ازمرگ آن استاد ن کارخوب راانجام می دهند

 کسی که با سال ها مطالعه و تحقیق کتاب های سودمندی می نویسد و دیگران با استفاده از آن کتاب ها رستگار می شوند؛

4-      سه نام از نام های روز قیامت را بنویسید و علت یکی از این نامگذاری ها را توضیح دهید.

پاسخ4- یکی دیگر از نام های روز قیامت یوم الفصل )روز جدایی( است.در این روز  همان طور که از نامش پیداست  انسان ها از یکدیگر جدا می شوند و هرکس به گروهی که کارهایشان شبیه آنها بوده است، می پیوندد.

یکی از نام های روز قیامت یوم الحساب، یعنی روز حساب رسی است. در این روز تمام اعمال نیک و بد انسان ها  چه کوچک و چه بزرگ  مورد بازبینی و پرسش قرار می گیرند و هر کس در برابر یکایک کارهایی که انجام داده است، پاداش یا مجازات متناسب با عملش را دریافت خواهد کرد.

یکی دیگر ازنام های روزقیامت روز جاودانگی،است چون درآن روز زندگی جاودان وهمیشگی خواهد بود

5-      باقیات الصالحات یعنی چه؟ دو نمونه از آن را نام ببرید.

پاسخ5-کارهای نیکی که پس از مرگ صاحبشان نیز باقی می مانند و همچنان حسنات و پاداش های الهی را به پروندهٔ اعمال او اضافه می کنند. این در حالی است که پروندهٔ اعمال سایر کارهای نیک پس از مرگ بسته می شود و چیز جدیدی به آن افزوده نمی شود.ساخت مسجدوومدرسه کشاورزی که درخت می کارد

6-      عبارت های زیر را مرتب کنید و با استفاده از آنها حدیث داخل مستطیل را

کامل کنید

و اگر نمازش رد شود،        اگر نماز بنده ای پذیرفته شود،

                                     نماز است.

اولین چیزی که در روز قیامت محاسبه می شود            بقیهٔ اعمالش نیز پذیرفته می شود،

                              بقیهٔ اعمالش نیز مردود خواهد شد.

امام رضا علیه السلام می فرماید:

پاسخ 6- اولین چیزی که در روز قیامت محاسبه می شود  نماز است. اگر نماز بنده ای پذیرفته شود،. بقیهٔ اعمالش نیز پذیرفته می شود،. و اگر نمازش رد شود،  بقیهٔ اعمالش نیز مردود خواهد شد.  خواهد شد.

 

 

پاسخ سؤالات پیام های آسمان سال سوم راهنمایی 1391 (درس هشتم):

آخرین پیامبروآخرین پیام

1-      شعر زیر را بخوانید و ضمن گفتگو دربارهٔ مصرع دوم آن، بیان کنید که پیام این

مصرع با موضوع درس ما چه ارتباطی دارد؟

نام احمد نام جمله انبیاست         چون که صد آمد نَود هم پیش ماست

پاسخ1-تمام پیام های پیامبران یکی بوده   دین پیامبر اسلام کاملترین دین بوده وهست

2-       چرا خداوند حکیم، تعالیم عمیق قرآن را به اقوام پیش از اسلام نازل

نفرمود؟

پاسخ2-چون انسان های آن دوران درک وفهمشان به آن اندازه رشدنکرده بود.

3-       طبق فرمایش حضرت امیر مؤمنان، همنشینی با قرآن چه تأثیراتی بر انسان

می گذارد؟

پاسخ3- قرآن پند دهنده اى است که فریب نمی دهد. هدايت کننده اى است که گمراه نمی سازد و

سخنگويى است که هرگز دروغ نمی گويد. کسى با قرآن همنشين نشد مگر آنکه قرآن چیزی بر او افزود

و یا چیزی از او کاست، بر هدايت او افزود و از گمراهی و کوردلی اش کاست.

4-       براساس روایت امام صادق علیه السلام تأثیر قرائت قرآن در جوانی چیست؟

          پاسخ4-جوان با ایمانی که قرآن بخواند، قرآن با گوشت و خونش آمیخته می شود و خداوند

او را در ردیف فرشتگان ارجمند و نیکوکار قرار می دهد. قرآن در روز قیامت، محافظ

او می شود

5-       با توجه به آیه ٢٠ سوره مزمل، هرکس در شبانه روز چقدر باید قرآن بخواند؟

         پاسخ5-«…فَاقرَئوا ما تَيَسَّرَ مِنَ القُرآنِ… » هر قدر که برایتان میسّر است قرآن بخوانید.

 

پاسخ سؤالات پیام های آسمان سال سوم راهنمایی 1391 (درس نهم):

     پیوندناگسستنی

1-       إِنَّه لَقُرآنٌ کَريمٌ فی کِتابٍ مَکنونٍ لا يَمَسُّه اِلَّا المُطَهَّرونَ 1

اين قرآنى ارجمند در کتابی نهفته است که جز پاک شدگان کسی از آن آگاه نیست.

2-      اِنَّما يُريدُ اللّٰهُ لِيُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ اَهلَ البَيتِ وَ يُطَهِّرَکُم تَطهيرًا 2

خداوند مى خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت ]پيامبر[ دور کند و شما را کاملا پاک سازد.

این آیات را کنار هم قرار دهید و دربارهٔ پیامی که از آنها درمی یابید در کلاس

گفتگو کنید.

3-       حدیث ثقلین را بنویسید.

پاسخ3-ای مردم، من از میان شما می روم و دو چیز گرانبها را در میان شما باقی می گذارم. تا وقتی به آن دو پناه ببرید گمراه نخواهید شد؛ یکی کتاب خدا و دیگری عترت و اهل بیتم. این دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا آن هنگام که در کنار چشمهٔ کوثر به من ملحق شوند، پس خوب مراقب باشید که بعد از من با این دو چگونه رفتارمی کنید

4-       چرا حضرت علی علیه السلام شایسته ترین فرد برای هدایت مردم پس از رسول خداست؟

پاسخ4-بهترین فرد برای این جایگاه، کسی بود که از کودکی در آغوش پر محبت پیامبر خدا پرورش

یافته بود، همان کسی که از هرکس دیگری به پیامبر نزدیک تر بود و از کودکی در اثر تربیت فوق العاده

پیامبر از علوم الهی برخوردار شده بود. واوکسی نبود جزءحضرت علی (ع)

پاسخ سؤالات پیام های آسمان سال سوم راهنمایی 1391 (درس دهم):

وقتی اسلام کامل شد

کمی به ماجرای غدیر و سخنان رسول خدا در این روز فکر کنید!

اعمال حج تمام شده است و مسلمانان مشتاقانه در انتظار بازگشت به شهرها

و دیدار خانواده های خود هستند. برخی از آنها که از مناطق دورتر به مکه آمده اند،

ماه هاست که از خانه و خانواده هایشان بی خبرند. در چنین شرایطی رسول خدا ناگهان

بیش از صد و بیست هزار نفر را در بین راه متوقف می کند. آنان که جلو رفته اند باید

برگردند و آنان که عقب مانده اند باید برسند. در بیابانی سوزان ساعت ها برایشان سخن

می گوید و از آنها می خواهد همهٔ آنچه شنیده اند را برای بقیهٔ مسلمانان بازگو کنند.

1-      به نظر شما این همه تأکید نشانهٔ چیست؟ با کمک دبیر محترم، دربارهٔ این پرسش در کلاس گفتگو کنید.

پاسخ1- مهم بودن وباارزش بودن این روز ومعرفی امام علی به عنوان جانشین به حق بعدازخودبه مردم ومایوس کردن دشمنان اسلام ومسلمین آنچنان که خداوند فرمودند:(امروز، کافران از ]نابودی[ دین شما مأیوس شدند. پس از ایشان مترسید و از]مخالفت[ با من بترسید! امروز، دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام کردم

و اسلام را به عنوان آیین ]جاودان[ شما برگزیدم.

2-      سخن رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را دربارهٔ حضرت علی علیه السلام در روز غدیر خم توضیح دهید.

پاسخ2- «آگاه باشید، هرکس که من ولیّ و صاحب اختیار او بوده ام، هم اکنون این علی سرپرست و ولیّ

اوست. خداوندا؛ هرکس ولایت علی را پذیرفت، تو نیز او را تحت سرپرستی و ولایت خویش قرار بده،

خدایا، یاران علی را یاری کن و با دشمنان علی دشمن باش. »1

3-      چرا در روز غدیر خم کافران و منافقان از نابودی اسلام ناامید شدند؟

پاسخ3- آنها تصور می کردند چون پیامبر خدا پسری ندارد، کسی بعد از او کارهایش را ادامه نخواهد داد و

با وفاتش دین اسلام نیز به فراموشی سپرده خواهد شد. اما جانشینی امیرمؤمنان به جای پیامبر اکرم

صلی الله علیه و آله در غدیر خم، تمام آرزوهای پوچ آنان را بر باد داد.

4-       چرا بعد از پیامبر خدا تنها امیرالمؤمنین علیه السلام شایستهٔ رهبری برمسلمانان بودند؟

پاسخ4- بی تردید شایسته ترین فرد برای رهبری و هدایت مردم کسی بود که آگاه ترین مردم به قرآن و

احکام الهی باشد  و تمام احکام الهی را از رسول خدا فرا گرفته باشد و این فرد به جز امیرالمؤمنین

علی ابن ابی طالب علیه السلام شخص دیگری نبود.

 

پاسخ سؤالات پیام های آسمان سال سوم راهنمایی 1391 (درس یازدهم):

رهبری در عصر غیبت

1-      با توجه به حدیث بالا فقیهانی که هدایت مردم را در زمان غیبت امام زمان

عجل الله تعالی فرجه الشریف به عهده دارند، چه ویژگی هایی دارند؟

پاسخ1 –*( فقیهانی که پرهیزکارند) * (از دین خود محافظت می نمایند،)*( بر خلاف هوای نفس خود رفتار می کنند)* و (مطیع دستور خداوند هستند،)* پیروی کنند.(چهارویژگی راداشته باشند.)

نویسنده : asd12345 تاریخ : پنج‌شنبه 21 دی 1391 ارسال نظر(0)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به وبلاگ تخصصی دینی وعربی مي باشد.