💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
وبلاگ تخصصی دینی وعربی
مطالب درسی-نمونه سوال- روش تدریس -طرح درس

جملات زیبا وخواندنی گل قهر نکن جبران خلیل جبران نفس کشیدن آسان است حالا به من رسیده صاحب دل تحقیر را باورنکن


i]دیدی که سخت نیست تنها بدون من ؟

i]دیدی که سخت نیست تنها بدون من ؟
دیدی که صبح می شود شب ها بدون من ؟
این نبض زندگی
بی وقفه می زند
فرقی نمی کند
با من
بدون من
دیروز گرچه سخت
امروز هم گذشت
طوری نمی شود فردا بدون من....
[/b]




نویسنده : asd12345 تاریخ : چهارشنبه 26 آذر 1393 ارسال نظر(0)

بگیر که آمد

<lb:forum_author_emza>امضای NazGol<lb:forum_author_emza><lb:forum_author_emza>

نـــمی دانــم چنین حـســی داشــته ای یـا نــه ،

اینــکه بـخواهـی هـــــزاران ســـــــال بـخــوابـــی ،

یــا اصـــلا وجـود نـداشـــته بــاشـــی ...

<




نویسنده : asd12345 تاریخ : چهارشنبه 26 آذر 1393 ارسال نظر(0)

گرگـــها خوب بــدانند در این ایل غریــب

گرگـــها خوب بــدانند در این ایل غریــب                            

                                      گر پــدر مـُــرد تفنگ پدری هسـت هنوز
 
گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند                            
 
                                    توی گهواره چوبی ، پسری هست هنوز
 
آب اگر نیست نترسید ، که در قافله مان                           

                                   دل دریایی و چشمان تــَـری هست هنوز

 

 

 



نویسنده : asd12345 تاریخ : چهارشنبه 26 آذر 1393 ارسال نظر(0)

مهدی بیا!

http://www.askdin.com/gallery/images/594/1_75841067109957172935.gif

جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت : بین شما کسی هست که مسلمان باشد !!!!؟

همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما شد !

بالاخره پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و

گفت : آری من مسلمانم جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا!

http://s1.picofile.com/file/7659552896/gtcjojejakrxmjrll26.gif



ادامه مطلب...

 
 
ارسال شده در تاریخ



نویسنده : asd12345 تاریخ : چهارشنبه 26 آذر 1393 ارسال نظر(0)

تفکرات ناسالم ما وهشدارهای قرآن

تفکرات ناسالم ما و هشدارهای قرآن!

به همین جهت به سراغ دریای بی‌کران معارف قرآن كریم می رویم و در میان آیات الهی اندیشه‌های صحیح را جستجو می كنیم.

سوره بقره ـ آیه 78: “وَمِنْهُمْ أُمِّیُّونَ لاَ یَعْلَمُونَ الْكِتَابَ إِلاَّ أَمَانِیَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ یَظُنُّونَ”

«و پاره‏اى از آنان عوامانى هستند كه كتاب خدا را جز یك مشت خیالات و آرزوها نمى‏دانند؛ و تنها به پندارهایشان دل بسته‏اند.»

در این آیه اندیشه ای ناصحیح مطرح شده است كه از طریق آن به اندیشه درست رهنمون می شویم.

خداوند گروهی از دنیاطلبان یهود را معرفی می كند كه قرآن را در حد آرزوهای خود می دانستند و درگیر وهم و گمان خودشان بودند.

طبق این آیه، صاحبان اندیشه ناسالم انسان هایی پندار گرا هستند كه از واقع بینی فاصله گرفته اند، و با آرزوهای ظنّی و گمان هایی كه قابل تحقق نیست زندگی می كنند. این افراد برای خود دنیایی خیالی ساخته‌اند و در آن با تصورات باطل خویش دل خوش اند.

اندیشه صحیح اقتضا می كند تا به واقعیت ها توجه كنیم، به دنبال حقایق باشیم و برای رسیدن به ایده آل هایمان، ابزار و امكاناتی را  كه در اختیار داریم در نظر بگیریم.

اگر در شرایط غیر از این به سر بریم، با گمان ایمان زندگی كنیم و در تخیلاتمان متوقف شویم، دچار تفكر یهودی شده ایم و با اندیشه و باوری اشتباه درگیریم.

سوره بقره ـ آیه 80: ” وَقَالُواْ لَن تَمَسَّنَا النَّارُ إِلاَّ أَیَّامًا مَّعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِندَ اللّهِ عَهْدًا فَلَن یُخْلِفَ اللّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ “

« و گفتند: «هرگز آتش دوزخ، جز چند روزى، به ما نخواهد رسید.» بگو: «آیا پیمانى از خدا گرفته‏اید؟! -و خداوند هرگز از پیمانش تخلف نمى‏ورزد- یا چیزى را كه نمى‏دانید به خدا نسبت مى‏دهید»؟»

این گروه از یهود به دنبال پندارگرایی های باطلشان، ادعایی خلاف را مطرح می كنند. به این باورند كه دوره عذابشان محدود است و گرفتار آتش قهر خدا نمی شوند، مگر چند روز.

اگر انسان گرفتار توهمات و تصورات اشتباه باشد و فرضیه ای نابجا را در ذهنش جای دهد، دچار خودبینی می شود و به دنبال این خودبینی، ادعاهایی نابجا را مطرح می كند.

به عنوال مثال شخص سیّدی كه تصور كند به خاطر انتسابش به اهل بیت(علیهم السلام) در قبال گناهانش عذاب نمی شود یا دوره عذابی محدود دارد، دچار پنداری غلط شده است. طبق این تفكر، ابولهب هم كه منتسب به هاشم است نباید عذاب شود! در صورتی كه خداوند می فرماید: “تبّت یدا ابی لهب و تب”.

در اندیشه صحیح، به میزانی كه خلاف انجام می دهیم، خود را مستحق عقوبت الهی می دانیم، و قائلیم كه بین گناه و عذابمان تلازمی وجود دارد.

این طور نباشد كه تصور كنیم به عنوان محبّ امیرالمومنین(علیه السلام) از امتیازی خاص برخورداریم، و خدای ارحم الراحمین ما را مورد قهر و عذاب قرار نمی دهد!

در اندیشه صحیح باور داریم به میزانی كه خلاف انجام می دهیم مستحق عقوبت هستیم.

ARFEK340C

از حضرت موسی بن جعفر(علیه السلام) نقل است كه فرمودند: “إنّ القبیح من كل احد قبیح و منك اقبح لمكانك منّا. إنّ الحسن من كل أحد حسن و منك أحسن لمكانك منّا” عمل قبیح از هر كسی زشت است اما از تو زشت تر است به دلیل ارتباطی كه با ما داری، خوبی از هر كسی خوب است اما از تو خوب تر است به دلیل ارتباطی كه با ما داری.

وقتی به عنوان محبّ اهل بیت(علیهم السلام) از ما خطایی سرزند، سزاور عقوبت بیشتری هستیم. باید باور داشته باشیم خدای ارحم الراحمین أشد المعاقبین هم هست. اینكه تنها رحمت خدا را در نظر بگیریم و بگوییم چند صباحی بیشتر مورد عذابش قرار نمی گیریم، تصوری اشتباه است.

در زندگی ممكن است مرتكب خطاهایی بشویم كه در زمانی كوتاه انجام می شود، ولی تا سالیان سال آثار ماندگار دارد. اگر در یك دقیقه پشت سر كسی نمامی كنیم، یك عمر از من رنجیده خاطر است. با عملكردی كه در یك لحظه دارم، می توانم كل زندگی كسی را به آتش بكشم. با یك تصمیم گیری در حداقل زمان، می توانم برای سال ها به جمعی خیر برسانم یا خیر را از آنها سلب كنم.

اگر در این حد برای خود اعتبار قائل باشم، می دانم هر لحظه حیاتم با ارزش و قیمتی است و مراقب تمامی لحظات زندگیم خواهم بود.

اگر ما بینش و طرز تفكر خود را اصلاح كنیم و در برخورد با مسائل و رویدادها و بروز هیجانات و احساسات، راه و روش منطقى و تفكر عاقلانه را در پیش بگیریم، دچار رفتار نامتعادل و نابهنجار نخواهیم شد و اگر به محض بروز علائم این هیجانات، به تفكر و تعقل منطقى بپردازیم، شیوه برخورد صحیح را از ناصحیح، تشخیص خواهیم داد و تنها در این صورت است كه راه و روش دین را پیموده ایم و در زندگى موفق خواهیم شد؛ زیرا: تمام خوبى ها و ارزش ها فقط با تفكر و تعقل به دست مى آیند و كسى كه (در زندگى) تفكر نمى كند، هیچ دینى ندارد.

مهم ترین راه حل در هر مسئله و یا اتفاقى كه براى جوان پدید مى آید، تفكر و تعقل صحیح است كه خود به خود، موجب به دست آوردن مهارت در حل مسئله خواهد شد:

التفكر یدعوا الى البر و العمل به.( الكافى ، ج 2، ص 24)

تفكر، انسان را به سوى نیكى و عمل كردن به آن، فرا مى خواند.

تفكر و تعقل عاقلانه به جوانان كمك مى كند تا احساسات خود را صادقانه تر و صمیمى تر ابراز كنند و با هیجانات نیز، برخوردى سازنده تر داشته باشند. تجارب هیجانى خوب است، ولى هیجان زدگى منفى و مخرب و مبالغه آمیز، به نشاط و شادكامى جوان لطمه مى زند.

 




نویسنده : asd12345 تاریخ : یکشنبه 16 آذر 1393 ارسال نظر(0)

بردگی مدرن در جنجال.....

بردگی مدرن در جنجال چپی ها و راستی ها !!

برده

 

نگذار دیگران از تو سوء استفاده کنند

یکی از اساتید تعریف می کردند که در کلاسی آمدیم سرمقاله روزنامه ای اصولگرا را در لگوی روزنامه ای اصلاح طلب کپی کردیم و برعکس سرمقاله روزنامه ای اصلاح طلب را در لگوی روزنامه ای اصولگرا کپی کردیم و بعد روزنامه ها را به دانشجویان کلاس دادیم. هر یک از دانشجویان، روزنامه ای با لگوی جناح خود را گرفته و از متن مقاله آن شروع به دفاع کردند. جالب این جا بود که آنان در حقیقت از مقاله ای که دقیقا مربوط به روزنامه جناح مقابل است دفاع کردند و حتی متوجه نشدند که برخی مطالب آن مقاله، مخالف نظر خودشان است.

 

هر آنچه را که به خوردت می دهند نپذیر

بیاییم هر چه از اطراف (فیلم، روزنامه، آهنگ، سخنرانی، کتاب و ...) به خوردمان می دهند را نپذیریم. بیاییم از هر چیزی خوبش را بگیریم و تفاله اش را دور بریزیم.

یکی از اموری که سردمداران امریکا و جهودان صهیونیست به دنبال آن هستند؛ سیستم بردگی نوین است. سردمداران امریکا در اصل این گونه مطرح می کنند: مگر ما بیکاریم که به یک منطقه و کشوری لشکرکشی کنیم و مردم آن منطقه و کشور را به استثمار بکشیم؟ ما می توانیم اندک اندک وضعیت را به گونه ای تغییر دهیم که تمامی امور اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن کشورها، آن شود که ما می خواهیم و مردم آن کشورها با گذشت زمان، به بردگانی از بردگان ما تبدیل شوند؛ به صورتی که زنجیر بردگی نامرئی باشد و آن ها احساس نکنند که برده ما هستند.

شیوه زندگیشان، آن باشد که ما می خواهیم؛ به گونه ای لباس بپوشند و زندگی کنند که ما می خواهیم و بدین ترتیب بخش قابل توجهی از درآمدهایشان، به خزانه های ما به صورتی وارد شود که خودشان هم احساس نکنند.

اندک اندک در این سیستم بردگی نوین ما افراد رو به صورتی در می آوریم که بعدها از این که برده ما هستند؛ افتخار کنند و از این که آن گونه که ما می گوییم زندگی می کنند و لباس می پوشند؛ افتخار کنند و اگر افرادی در آن کشور و جامعه حاضر نیستند که به بردگی ما دربیایند؛ آن ها را مورد تمسخر قرار دهند. به این صورت که می گویند: به آن خانم نگاه کن؛ به آن آقا نگاه کن؛ پوشش دارد؟! حجاب دارد. این چه وضعی است؟ ما را نگاه کنید. ما مدرن هستیم. ما روشنفکریم. ما منور الفکریم. ما دگردیسیم؛ آن ها اُمُّل هستند




نویسنده : asd12345 تاریخ : یکشنبه 16 آذر 1393 ارسال نظر(0)

هیچ پروازى تا به حال اینگونه دلم را آشوب نکرده بود، نام کوچک اینروزهام حسرت است…

هیچ پروازى تا به حال اینگونه دلم را آشوب نکرده بود، نام کوچک اینروزهام حسرت است…

باور نکرده بودم،
باور نمى کنم،
باور نخواهم کرد،
چقدر بنویسم
که برگردى..؟

گریه کار کمى ست
براى توصیف رفتنت،
دارم به رفتار پرشکوهى
شبیه مرگ
فکر مى کنم…

یکبار، کوتاه دیدمش، کاش دقیق تر دیده بودمش، کاش عمیق تر شناخته بودمش…

با قلبى آکنده از حسرت و اندوه




نویسنده : asd12345 تاریخ : شنبه 01 آذر 1393 ارسال نظر(0)

سرت برنگردونی ببینی

سرت رو برنگردوندی ببینی
داره دنیا سرم آوار میشه
چقدر این صحنه ی تاریک رفتن
داره تو زندگیم تکرار میشه

 سرت رو برنگردوندی ببینی
چقدر خواهش توی چشمام دارم
ببینی کاری از من بر نمیاد
به جز اینکه ازت چشم برندارم




نویسنده : asd12345 تاریخ : شنبه 01 آذر 1393 ارسال نظر(0)

پاسخ نامه تمرینات سال سوم متوسطه

 

پاسخ نامه تمرینات کتاب منطق جدید التالیف سال سوم متوسطه به شرح ذیل می باشد:

صفحه 4

سوال:

1- قدرت تفکر و اندیشه بشر است.

 ٢- مقصود از نطق، تفکر و تعقل است که در سخن گفتن تجلی می کند.

3- ارسطو

4- منطق دانشی است که طرز کار ذهن را در عمل تفکر تشریح میکند تا انسان با آگاهی از طرز کار ذهن، بهتر از آن استفاده نماید.

تکمیل:

الف) قواعد حاکم             ب) علم منطق

صفحه 9

بررسی و نقد1

1- رسم تام

2- حد تام (ترجمه عبارت حیوان ناطق است)

3- رسم تام (ضاحک عرض خاص انسان است)

4- تعریف به اعم

صفحه 11

1- به عهده دانش آموز است. دبیر محترم بر اساس 5 قاعده تعریف مورد ارزیابی قرار دهد.

2- الف- غلط، زیرا تعریف به اعم است، لوزی را نیز در بر می گیرد.

    ب- غلط، زیرا تعریف به اعم است، سیارات دیگر نیز به دور خورشید می گردند.

     ج- غلط، زیرا کوچکترین عدد زوجی که بر دو قابل قسمت است عدد 2 می باشد نه عدد 4.

3- به عهده دانش آموز است. توسط دبیر بر اساس 5 قاعده تعریف مورد ارزیابی قرار گیرد.

1- با توجه به اینکه در درس دوم دانش آموزان هنوز با اقسام تعریف آشنا نشده اند لذا ذکر آن اقسام برای دانش آموزان ضروری نیست. فقط برای اطلاع دبیران محترم نوشته شده است.

 صفحه 13

تفکیک:

1- مفاهیم کلی: معلم، انسان، عدالت، شکل سه ضلعی، شعر، تضاد، دیو، مثلث، عبرت، وحی، کتاب درسی، سینما، مسجد، دایره، کره، لباس سفید، حیوان، آب، گربه، مسلمان، حیوان ناطق، کتاب،

2- مفاهیم جزئی: حافظ (شاعر معروف)، قله دماوند، خلیج فارس، سلمان فارسی، مشهد ( از شهرهای ایران، محل شهادت امام هشتم (ع))

صفحه 14

تطبیق:

به ترتیب: عموم و خصوص مطلق، تباین، عموم و خصوص من وجه، تساوی

الف) تساوی: مثلث= شکل سه ضلعی، انسان= حیوان ناطق،

ب) تباین: دایره و مثلث، حیوان و کتاب و ......

ج) عموم و خصوص مطلق: کتاب> کتاب درسی، حیوان > انسان، حیوان> گربه، انسان> مسلمان، انسان> معلم، حیوان> معلم،

د) عموم و خصوص من وجه: لباس وسفید، مسلمان و معلم،

صفحه 16

تمرین:

1- انسان: حیوان) جسم نامی) جسم) جوهر ( فصل های اجناس بالاتر نیز ذاتی انسان هستند.)

2- گربه: حیوان) جسم نامی) جسم) جوهر) ( فصل های اجناس بعید نیز ذاتی گربه هستند.)

3- مربع: شکل) کم متصل ثابت)* کم متصل) کم ( فصل های اجناس بعید نیز ذاتی مربع هستند.)

4- آب: مایع) جسم غیر نامی (جماد) جسم) جوهر ( فصل های اجناس بعید نیز ذاتی آب هستند.)

مفاهیم عرضی هریک از موارد فوق بسیار است.

* کم متصل ثابت (= کم متصل قار) به معنای اندازه پیوسته ثابت است که در مقابل کم متصل غیر ثابت مانند زمان قرار دارد.

صفحه 19

تمرین 1-

 

گربه

انسان

مستطیل

اسب

گل سرخ

لوزی

مثلث

سنگ

سیب

شربت

اراده

*

*

 

*

 

 

 

 

 

 

چهارضلع

 

 

*

 

 

*

 

 

 

 

سه زاویه

 

 

 

 

 

 

*

 

 

 

سه ضلع

 

 

 

 

 

 

*

 

 

 

جسمانیت

*

*

 

*

*

 

 

*

*

*

حیوان

*

*

 

*

 

 

 

 

 

 

مایع

 

 

 

 

 

 

 

 

 

*

کشاورز

 

*

 

 

 

 

 

 

 

 

شیهه کشنده

 

 

 

*

 

 

 

 

 

 

 مفاهیم جزئی نه کاسب است ( منشا حصول علم دیگر نیست) و نه مکتسب ( از علوم دیگر حاصل نمی آید)، یعنی یک ادراک جزئی از آن جهت که جزئی است موجب تولید و حصول هیچ گونه ادراک دیگری نیست. لذا مفاهیم جزئی در تعریف به کار نمی آیند و قابل تعریف نیز نیستند.

 صفحه 22

تفکیک و تقسیم

1- حیوان ( گنجشک، سگ، انسان، طوطی)

2- گیاه ( خرما، گندم، کرفس، سیب)

3- خط ( خط منحنی، خط مستقیم)

4- شکل ( ذوزنقه، دایره)

 صفحه 23

تفکیک و تقسیم:

مفهوم

عرض عام

عرض خاص

انسان

سیاه، سفیدی، راه رفتن، خوابیدن

خندیدن، آرزو داشتن، گریه کردن

سگ

سیاه، سفیدی* سرد بودن، سخت بودن

 

گربه

سیاه، سفیدی، راه رفتن، خوابیدن

 

آب

سرد بودن

 

صفحه25

تمرین 2و1:

 

جنس ( مشترک)

فصل

عرض خاص

عرض عام

سگ

حیوان

واق واق کردن

 

راه رفتن، خوابیدن و...

گربه

حیوان

میو میو کردن

 

راه رفتن، خوابیدن و...

3- مربع: شکل) کم متصل ثابت) کم متصل) کم

    دایره: شکل) کم متصل ثابت) کم متصل) کم

    سفیدی: رنگ) کیف مبصر) کیف محسوس) کیف

* در این کتاب سفیدی و سفید و نیز سیاهی و سیاه به یک معنا هستند و دقتی که منطق دانان اسلامی در تفکیک آنها در بحث مشتق داشته اند مورد نظر نیست.

چهار: کم منفصل) کم

شادی: کیف نفسانی) کیف

4- نمی توان از تعریف دست کشید ولی همیشه نمی توان برای مفاهیم تعریف منطقی ارائه کرد و از ملاک های تعریف استفاده کرد. مثلا برای مفاهیمی مثل مدرسه و معلم و .... فقط می توان تعریف اعتباری ارائه کرد.

 صفحه 26

انجام نمونه:

1- دو خط موازی: دو خطی هستند که هر قدر امتداد یابند همدیگر را قطع نمی کنند. ( تعریف اعتباری است نه حقیقی منطقی)

2- جسم: جوهر قابل ابعاد ثلاث ( حد تام)

3- گیاه: جسم نامی ( حد تام)

4- قلم: جسمی که با آن می توان روی شی ء متناسب با آن ( مثل کاغذ یا پارچه) نوشت.

5- مربع: شکل دارای چهار ضلع مساوی عمود بر یکدیگر. ( حد تام)

 صفحه 29

1-

- درست ( رسم ناقص) ( جنس بعید + عرض خاص)

- غلط ( راه رونده بودن عرض عام است ولذا تعریف عمومیت دارد و غیر انسان را نیز در برمیگیرد.)

- غلط ( تعریف دوری است، به لحاظ اعتباری قابل قبول است)

- غلط ( وفادار بودن و داشتن قدرت پویایی قوی عرض عام است)

 2-

- کتاب: چیزی است متشکل از صفحات که روی آنها به انحاء مختلف مطالبی نوشته شده یا نقش بسته است.

- مربع: شکل دارای چهار ضلع مساوی عمود بر هم ( حد تام)

- انسان: حیوان ناطق ( حد تام)

- خورشید: سیاره نورانی که سیاره مرکزی هر منظومه به شمار می رود.

- آب: مایع بی رنگ بی بوی بی مزه

- معلم: کسی که به شکلی آموزش مخاطب خود را بر عهده دارد.

 3-

- مثلث: حد تام

- چهار: رسم تام

- حیوان: حد ناقص

- انسان: رسم ناقص

 4- این تمرین بر عهده دانش آموز است.

صفحه 32

دسته بندی:

قدم دوم:

1- ب، ج

2- د

3- الف، ه، و

4- ه، و

5- الف

 قدم سوم:

1)

- آیا سر وقت نماز می خوانید؟

- چه هوای خوبی!

2)

- هوا گرد است.

- آب بسیار مرتفع و سر سبز است.

3)

- اضلاع مستطیل دو به دو با هم برابرند.

- لوزی پهار ضلع مساوی ندارد.

4)

- زمین کروی است.

- کره ی ماه دارای جو نیست.

5)

- مربع سه ضلع دارد.

- زوایای مثلث 360 درجه است.

صفحه 34

تشخیص:

1- عدد زوج/ قابل قسمت بر دو

2- انسان ها/ سپاسگزار نعمت ها

3- دانا باشید/ توانا هستید ( قضیه ی شرطی)

4- کسی که خدا را فراموش کرده/ فراموش کننده ی خود

5- تهران/ پایتخت ایران

6- کسی که آبادانی ایران را می خواهد/ باید محیط زیست را سالم نگه دارد ( قضیه شرطی)

7- مومن/ کاهلی کننده در نماز

8- خوب درس بخوانم/ در امتحان نگرانی نخواهم داشت ( قضیه شرطی)

 صفحه 38

تطبیق:

1- شخصیه: ابن سینا

2- شخصیه: این بیمار

3- شخصیه: او

4- موجبه ی کلیه: انسان

5- موجبه ی کلیه: (چون یک قانون است)، انسان عاقل

6- سالبه ی کلیه: انسان

7- موجبه ی کلیه: شیوه ی کافران

8- سالبه ی کلیه: ظلم

 صفحه 40

تفکر:

هرگاه انسان از کلماتی مثل (( اگر)) و (( آنگاه)) استفاده کند، به هر حال یک نوع رابطه میان مقدم و تالی فرض کرده است. حتی اگر این رابطه واقعی نباشد. بنابراین ادات شرط آنجایی استفاده می شوند که نوعی از رابطه مورد توجه باشد مثل:

  • - اگر آب را حرارت بدهی تبخیر می شود ( رابطه حقیقی و واقعی)
  • - اگر خدا را اطاعت کنی رستگار می شوی ( رابطه حقیقی و واقعی)
  • - اگر به جادوگران مراجعه کنی هدایت می شوی ( رایطه غیر حقیقی که حقیقی پنداشته شده و لذا غلط است.)

 صفحه 42

تطبیق:

1- عدد زوج است             فرد نیست

2- عدد زوج نیست            فرد است.

3- فرد نیست             عدد زوج است.

4- فرد است             عدد زوج نیست.

صفحه 43

تطبیق:

1- در لحظه تحویل سال اگر در شیراز باشیم در اصفهان نخواهیم بود.

2- در لحظه تحویل سال اگر در شیراز نباشیم معلوم نیست کجا هستیم.

3- در لحظه تحویل سال اگر در اصفهان باشیم در شیراز نخواهیم بود.

4- در لحظه تحویل سال اگر در اصفهان نباشیم معلوم نیست کجا هستیم.

تطبیق:

1- نتیجه اعمال ما اگر در دنیا به ما برسد ممکن است در آخرت هم به ما برسد.

2- نتیجه اعمال ما اگر در دنیا به ما نرسد آنگاه در آخرت به ما خواهد رسید.

3- نتیجه اعمال ما اگر در آخرت به ما برسد ممکن است در دنیا هم به ما رسیده باشد.

4- نتیجه اعمال ما اگر در آخرت به ما نرسد آنگاه در دنیا به ما می رسد.

 صفحه 44

تمرین:

1- سه زاویه مثلث مساوی باشند ( شرطی متصل)

2- خدا را یاری کنید ( شرطی متصل)

3- ( شرطی منفصل مانع الرفع)*

4- ( شرطی منفصل مانع الرفع)

5- شرطی منفصل حقیقی

6- فرهنگ یک کشور اصلاح بشود. ( شرطی متصل)

7- کسی که دنبال کمال نباشد. ( شرطی متصل)

 صفحه 48

ذکر نمونه:

1- هر ایرانی آسیایی است (ص)             هیچ ایرانی آسیایی نیست ( ک)

2- هر مسلمانی بودایی است ( ک)             هیچ مسلمانی بودایی نیست ( ص)

هر سنگی سفید است (ک)             هیچ سنگی سفید نیست (ک)

* در مورد قضایای منفصله اصطلاح مقدم و تالی به کار نمی رود زیرا می توان جای آنها را تغییر داد. در این صورت در معنای جمله تغییری پدید نمی آید.

3- هر پرنده ای دوزیست است (ک)            هیچ پرنده ای دوزیست نیست (ص)

4- هر انسانی حیوان است (ص)          هیچ انسانی حیوان نیست(ک)

هر کتابی جذاب است (ک)            هیچ کتابی جذاب نیست (ک)

ذکرنمونه صفحات 50و 51 مشابه تمرین فوق تکمیل گردد.

 صفحه 53

تکمیل:

1- بعضی فلزها جیوه اند.

2- یعضی سفیدها انسانند.

3- هیچ دارنده ی عمر جاودانی انسان نیست.

4- (ندارد)

 صفحه 54

تمرین 1:

1- بعضی کتابها خواندنی نیستند.

2- هیچ یک از معادن معدن فلز نیست.

3- هیچ یک از مردم دانا نیست.

4- بعضی مومنان گناهکار هستند.

5- هیچ پرنده ای تخم گذار نیست.

تمرین 2:

2- تضاد/ (- )

3- تقابل تحت تضاد / ( معلوم نیست) در این مثال خاص کاذب است.

4- تداخل / (+)

5- - تقابل تحت تضاد / ( معلوم نیست) در این مثال خاص صادق است.

 صفحه 55

تمرین 3:

1- بعضی گردها گردو هستند.

2- ندارد.

3- هیچ عدد زوجی ( غیر فرد) عدد اول نیست.

4- ندارد.

5- بعضی مثلثهای قائمه غیر متساوی الاضلاع اند.

6- هیچ الف ب نیست.

- بعضی الف ب نیست.

 تمرین4:

قضیه ی اول

قضیه ی دوم

نوع رابطه

1- هر انسانی در خسران است.

9- بعضی انسانها در خسرانند.

تداخل

2- هیچ مسلمانی حکم خداوند را نادیده نمی گیرد.

5- بعضی مسلمانها حکم خداوند را نادیده می گیرند

10- هیچ کسی که حکم خداوند را نادیده بگیرد، مسلمان نیست.

تناقض

 

عکس مستوی

3- هر انسانی می اندیشد خیلی باتجربه است.

1- بعضی انسانها می اندیشند خیلی باتجربه اند

6- هیچ انسانی نمی اندیشد که خیلی باتجربه است

تداخل

 

تضاد

4- هیچ نادانی قابل احترام نیست

2- بعضی نادانها قابل احترامند.

8- بعضی نادانها قابل احترام نیستند.

تناقض

تداخل

5- هر انسانی هم نوع خود را دوست دارد

3- بعضی کسانی که هم نوع خود را دوست دارند، انسانند.

11- هرکس هم نوع خود را دوست نداشته باشد انسان نیست

عکس مستوی

 

عکس نقیض

6- بعضی میوه ها خوردنی هستند

4- بعضی میوه ها خوردنی نیستند.

7- هر میوه ای خوردنی است.

12- هیچ میوه ای خوردنی نیست.

تقابل تحت تضاد

 

تداخل

تناقض

 صفحه 61

ذکر نمونه:

استدلال 1:

1- هر انسانی حیوان است.

2- هر حیوانی جسمانی است.

نتیجه: هر انسانی جسمانی است.

استدلال 2:

1- هر مثلثی شکل است.

2- هر شکلی نوعی کمیت است.

نتیجه: هر مثلثی نوعی کمیت است.

 صفحه 62 و 63

تمرین:

1- الف) استقرا، ب) تمثیل، ج) تمثیل، د) تمثیل، ه) استقرا، و) استقرا، ز) تمثیل، ج) قیاس

2- الف) استقرا ناقص، ب) استقرا ناقص

 صفحه 65

مهارت:

1- مقدمه اول: من می خواهم به اهداف بزرگ خود برسم.

مقدمه دوم: هرکسی که می خواهد به اهداف بزرگ خود برسد، پشتکارش را زیاد می کند.

نتیجه: پس من پشتکارم را زیاد می کنم.

2- مقدمه اول: ملت ما بر ایمان به خدا تکیه کرد.

مقدمه دوم: هر کسی که بر ایمان به خدا تکیه کرد بر دشمنان خود پیروز شد.

نتیجه: پس ملت ما بر دشمنان خود پیروز شد.

(نتیجه) بعضی الف ج نیست.

  • - هر الف ج است ( نقیض نتیجه را بعنوان فرض جدید در نظر می گیریم.)
  • - هر الف ب است ( سطر 3 و2، قیاس شکل اول تشکیل می دهند که نتیجه آن هر الف ب است می باشد.)
  • - هر الف ب است و بعضی الف ب نیست ( سطر 4 و سطر 1 متناقض هستند.)
  • - بعضی الف ج نیست ( چون با فرض خود به تناقض رسیدیم، نقیض فرض= نتیجه)

3- این قیاس ضری هفتم از شکل اول قیاس افتراتی است و به دلیل اینکه همه شرایط انتاج را دارد، منتج است و چون شکل اول از جهت انتاج روشن ترین و معتبرترین شکل قیاس اقترانی است، نیازی به اثبات ندارد.

4- در تمرین شماره 3 چون قیاس شکل اول است، صحت انتاج بدیهی است و نیازی به اثبات نداشت، اما در تمرین شماره 2 چون قیاس شکل دوم است، صحت انتاج آن بدیهی نیست و درستی و اعتبار آن را باید اثبات نمود که از راه برهان خلف ثابت شد.

5- برای اثبات این موارد و نیز اثبات سایر ضروف، می توانید به کتاب منطق 2 نوشته ی دکتر قراملکی انتشارات پیام نور مراجعه نمایید.

6- جدول

1- جیوه فلز است / اول

2- هوا جسم است / هر جسمی دارای وزن است

3- هیچ آسیایی آلمانی نیست/ اول

4- بعضی جسمانی ها نویسنده اند/ چهارم، هر نویسنده ای جسمانی است/ اول

5- هر ب ل است/ اول

6- بعضی الف ج است / الف

7- هر ب ج است / سوم

8- هر الف ب است، هیچ ج ب نیست.

 صفحه 78

تمرین 1: *

استدلالهای نفر دوم عبارت است از:

استدلال شماره 1: اگر رنگ کلاه من و کلاه نفر اول هر دو قرمز بود نفر سوم نمی گفت نمی دانم لکن او گفت نمی دانم.

پس رنگ کلاه من و کلاه نفر اول هر دو قرمز نیست.

استدلال شماره 2: اکنون که رنگ کلاه من و رنگ کلاه نفر اول هر دو قرمز نیست یا هر دو سفید است، یا یکی سفید است و دیگری قرمز.

لکن هر دو سفید نیست ( زیرا می بینم که کلاه نفر اول قرمز است.)

پس یکی سفید است و دیگری قرمز است.

استدلال شماره 3: ازطرفی یا کلاه من سفید است و کلاه نفر اول قرمز است و یا کلاه نفر اول سفید است و کلاه من قرمز است.

لکن کلاه نفر اول قرمز است.

پس کلاه من سفید است.

استدلال های نفر اول

استدلال شماره 1: نفر اول مانند استدلال شماره 1 نفر دوم است.

استدلال شماره 2: اکنون که هر دو قرمز نیست یا هر دو سفید است و یا یکی سفید است و دیگری قرمز لکن هر دو سفید نیست.

زیرا اگر هر دو سفید بود نفر دوم نمی توانست کشف کند که کلاه خودش سفید است پس یکی سفید است و یکی قرمز.

استدلال شماره 3: اکنون که یکی سفید است و یکی قرمز یا کلاه من سفید است  و کلاه نفر دوم قرمز و یا کلاه من قرمز است و کلاه نفر دوم سفید است.

لکن کلاه نفر دوم سفید است.

پس کلاه من قرمز است.

صفحه 78 و79

تمرین2:

سن پدر= الف                         سن پسر=ب

الف مساوی سه برابر ب است

الف به اضافه 15 مساوی دو برابر ب است

پس سه برابر ب مساوی دو برابر ب به اضافه 15 است.

اگر سه برابر ب مساوی دو برابر ب به اضافه 15 است پس به مساوی 15 است.

ب مساوی 15 است

الف سه برابر ب است

پس الف مساوی 45 است.

 تمرین 3:

مقدمه اول: هر مربعی دارای چهارضلع مساوی است.

مقدمه دوم: اگر قطر مربعی را رسم کنیم دو مثلث پیدا می شود که دو ضلع هر یک از مثلث را چهار ضلع مربع و ضلع سوم را قطر مربع تشکیل می دهد.

نتیجه: پس اگر قطرمربعی را رسم کنیم دو مثلث پیدا می شود که سه ضلعشان با هم  مساوی است.

مقدمه اول: اگر قطر مربعی را رسم کنیم دو مثلث  پیدا می شود که سه ضلعشان با هم مساوی است.

مقدمه دوم :اگر دو مثلث سه ضلعشان با هم مساوی باشند آن دو مثلث با هم برابرند.

نتیجه: پس اگر قطر مربعی را رسم کنیم دو مثلث پیدا می شود که آن دو مثلث با هم برابرند.

 تمرین4:

الف) برهانی

ب) جدلی

ج) برهانی

د) جدلی

 صفحه 83

تقویت مهارت

1- مجریات

2- متواترات

3- مجریات

4- وهمیات

5- مشهورات

6- محسوسات

7- مجریات

8- بدیهیات

9- متواترات

10- مشهورات

11- وهمیات

12- وهمیات

13-متواترات

 4- الف) برهانی  ب) جدلی  ج) برهانی   ه) جدلی

صفحه 89

الف)

3- عکس نقیض (2)

4- عکس مستوی (3)

5- قیاس بین 1 و 4

6- عکس مستوی 5

7- تداخل 6

ب)

3- عکس نقیض (1)

4- عکس نقیض (2)

5- عکس مستوی (4)

6- قیاس بین 3 و 5

ج)

2- عکس نقیض (1)

4- عکس مستوی (1)

4- عکس مستوی (2)

5- قیاس بین 3 و 4

6- عکس نقیض (5)

 صفحه 90

تمرین:

1- مغالطه / قیاس استثنایی منفصل مانعه الجمع - عقیم

2- مغالطه / سرایت دادن حکم جزء بر کل مغالطه ترکیب

3- مغالطه / وضع تالی

4- مغالطه / تفصیل مرکب

5- مغالطه / مغالطه ترکیب

6- مغالطه / مغالطه تقسیم

7- مغالطه / ایهام انعکاس

8- مغالطه / دور

9- مغالطه / شکل سوم است ولی نتیجه باید بعض باشد

10- مغالطه / ایهام انعکاس

11- مغالطه / جمع مسائل متعدد در یک مسئله

1- این قیاس در صورتی مانعه الجمع است که دانشجو نتواند همزمان در دو رشته دانشگاهی تحصیل کند.

12- مغالطه / دور

13- مغالطه / ( حد وسط به یک معنا نیست)

14- مغالطه / تحلیل نادرست پدیده ها

15- مغالطه / استدلال خلفی با مقدمات غلط

16- * درست است ( منطق دانان مسلمان به آن قیاس مساوات می گویند) این قیاس مرکب از دو قیاس زیر است:

قیاس اول:

           1 - الف مساوی ب است.

          2- هرچه مساوی ب باشد با مساوی ج، مساوی است.

* الف با مساوی ج مساوی است

قیاس دوم:

         1 -  الف با مساوی ج مساوی است.

        2- هر چه با مساوی مقداری مشاوی باسد با خود آن مقدار، مساوی است.

* الف، مساوی ج است.

 




نویسنده : asd12345 تاریخ : جمعه 30 آبان 1393 ارسال نظر(0)

فلسفه سال سوم دبیرستان

فلسفه سال سوم دبیرستان

درس اول

*فلسفه ریشه یونانی دارد و از کلمه فیلو سوفیا گرفته شده وبه معنای دوستدار دانائی می باشد

*اولین کسی که دوستدار دانائی بود فیثاغورث است.

*بعد از فیثاغورث افلاطون سقراط را دوستدار دانائی نامید.

*فلسفه از دوستدار دانائی به دانشمندی ارتقاء یافت.

*سفسطه از دانشمندی به مغالطه گری تنزل یافت.

*سقراط به دلیل تواضع وفروتنی وهم ردیف نشدن با سوفیستها دوست نداشت سوفیست یا دانشمند خوانده شود.

*فلسفه در میان مردم تبیین عقلانی امورات روزه است.

*ارسطو می گوید: اعجاب و حیرت است که نخستین اندیشمندان و همچنین مردم امروز رابه بحثهای فلسفی کشانده است.

*علم تجربی: مجمو عه منظمی از نتایج تلاشهای تجربی انسان برای درک بهتر پدیده های طبیعت.

مبانی فلسفی علوم طبیعی:

واقعیت داشتن جهان:در جهان اموراتی وجود دارد که ساخته و پرداخته ذهن نیست .

*قابل شناخت بودن طبیعت: ما می توانیم اموراتی که در طبیعت وجود دارد مورد شناسائی قرار دهیم.

*درستی روش تجربه: تجربه در مواردی که قابل آزمایش باشد می توان به آن اعتماد کرد.

*اصل یکنواخت عمل کردن طبیعت: طبیعت در شرایط یکنواخت یکسان عمل میکند.

*اصل علیت: این اصل به ما می گوید هیچ حادثه ای خود به خود و از روی تصادف بوجود نمی آید.

* اهمیت اصل علیت: زیر بنای تمام تحقیقات علمی است.

*وظیفه فلسفه علوم طبیعی : دانشها ی تجربی را در مقابل خود قرار می دهد و در آنها به تعمق می پردازد تا مبادی  و نقاط آن علوم و همچنین روشهای را که آنها به کار می گیرند بررسی وتبیین عقلانی کند.

درس دوم:

*در رشته های مختلف علوم انسانی بسته به اینکه چه تصوری از انسان وجود دارد فرق می کند.

*الف)فلسفه و روان شناسی:

*روان شناسی علمی است که در آن حالات روانی و رفتار آدمی مورد بحث و تحقیق قرار میگیرد.

*روان شناسی از قرن 18 میلادی بااستفاده از روشهای تجربی رشد و گسترش پیدا کرد.

* بحث شناخت مشترک میان فلسفه و روان شناسی است.

ب) فلسفه و جامعه شناسی :

*جامعه عبارت است از تجمع گسترده ای از مردم با عقاید و سنتها و روشهای زندگی و منافع اقتصادی و سیاسی مشترک که برای رسیدن به اهداف مشترک تلاش می کنند.

*ارتباط فلسفه و جامعه شناسی در دو حوزه مورد بحث قرار می گیرد:

*1-اصالت فرد واصالت جامعه

*2-انسان و پایگاه طبقاتی او

ارتباط فلسفه و سیاست

*در ارتباط فلسفه و سیاست مهم ترین مساله این است که حق حاکمیت با چه کسی است؟در جواب به این سوال هر یک از مکتبها مواضعی اتخاذ کردند که ذیلا به آن اشاره می شود.

*مارکسیسم: حکومت حق طبقه کارگر یا پرولتاریا است.

*جامعه شناسان غربی:اکثریت مرم

*اسلام :خداوند

*حکومت دیکتاتوری:شخص دیکتاتور

درنتیجه تعیین اینکه کدام یک ازآنها درست می گویند به عهده فلسفه علم سیاست است.

*ارتباط فلسفه و علم اخلاق

در اخلاق صحبت از خوبی و بدی باید و نباید راستی و درستی  وفای به عهد و عفت وفروتنی.......می باشد اما سوالات دیگری مانند اینکه چرا راستی و درستی خوب است؟ چرا آدمی باید راست بگوید ؟آیا مطلق است یا نسبی ؟ تابع نظر فرد است یا جامعه ؟وسوالاتی نظیر اینها در علم اخلاق مرد بحث نیست بلکه در فلسفه علم اخلاق مورد تبیین عقلانی قرار می گیرد.

*ارتباط فلسفه و هنر

اگر باسوالاتی مانند زیبایی چیست؟چه جیزی زیبا وچه چه چیزی زشت است؟فرق هنرمند با دیگران در چیست؟هنرمند چه کاری انجام می دهد که دیگران از عهده آن عاجز هستند؟این گونه مسائل بایستی درفلسفه علم هنر  مورد تبیین عقلانی قرار گیرد.

ارتباط فلسفه علم حقوق

در علم حقوق سخن از جرم و مجرم است.چه کسی باید برای مجازات مجرمان قانون وضع کند؟چرا مجرم باید مجازات شود؟ جواب این گونه سوالات در فلسفه علم حقوق مورد تبیین عقلانی قرار می گیرد.

درس سوم

فلسفه اولی یا ما بعدالطبیعه

*فلسفه عبارت است کوشش برای فهم علت حقیقی رویدادها و درک مبانی واصولی که علوم تجربی و علوم انسانی بر آنها استوار است.

*نگاه فلسفی نگاه ریشه یاب است وفیلسوف می کشد تا از ظاهر پدیده ها فراتر رود و باطن پدیدارها را بشناسد.

هر یک از فلسفه و علوم مختلفه باچه مسائلی سروکار دارند؟

*الف)ریاضیات: کمیت و مقدار

*ب)فیزیک: خواص ماده وحرکت و سکون

ج)زیست شناسی:موجود زنده

د)فلسفه:هستی شناسی

*هر یک از فلسفه و علوم مختلفه چگونه هستی را تفسیر می کنند؟

علوم مختلفه بخشی از هستی و فلسفه تمام هستی را تفسیر می کنند.

*مسائل مهم فلسفه اولی:

1-علت ومعلول: یعنی چیزی عامل وبوجود آورنده جیز دیگر باشد.مانند آتش که که آب راگرم می کند.

2-وجود وماهیت:  هستی و چیستی مانند اینکه می گوئیم انسان وجود دارد وگاهی می گوئیم او عام است.

3-وحدت وکثرت: وحدت شباهتها را نشان می دهدو کثرت تفاوتها را

*چه رابطه ای میا ن فلسفه در معنای کلی با فلسفه اولی وجود دارد؟

فلسفه در معنای کلی کوششی برای شناختن ریشه وپایه وعلت اصلی وحقیقی پدیده ها میباشد تا آنها را مورد تبیین عقلانی قرار دهد.فلسفه اولی علم هستی شناسی است وهمه موجودات در دامن هستی قرار دارند بنابراین فلسفه اولی مهم ترین مصداق برای فلسفه در معنای کلی است تا آن را موردتبیین عقلانی قرار دهد.

درس چهارم:

آغاز فلسفه

آراء مختلف در باره آغاز انیشه بشر:

1-مربوط به زمان ومکان خاصی نیست وبشر در هر جائی که می زیسته تفکر واندیشه همراه او بوده است.

2-مربوط به باورهای دینی مشرق زمین است که همراه باصبغه ما بعدالطبیعی وپندارهای دینی مشرق زمین بوده است.

3-مربوط به یونان باستان همراه با قطعه ها ی از زبان فلسفی بوده است.

در یونان باستان زبان رمز و افسانه جای خود را به زبان تعقل وتفکر داد.

زادگاه فلسفه  یونان در شهر ایونیا واقع در آسیای صغیر می باشد.

آنچه توجه دانشمندان نخستین را به خود جلب کرده بود تغییر و دگرگونیهای که پیوسته در علم طبیعت رخ می داد.مانند بهار وخزان سرما وگرما روز وشب مرگ و زندگی.......

چگونگی بوجود آمدن سوفسطائیان:

آراء ونظرات گونگون ومتضادی که جهان شناسان باستان عرضه داشتند نوعی تشویش و نگرانی برای مردم بوجود آورد تا گروهی بوجود آمدند که منادی بی اعتباری علم ودانش شدند.

سوفیست ها آموزش علم سیاست  وفن سخن وری راترویج دادند.

شعار پروتاگورس:انسان معیار همه چیز

شعار گرگیاس:هیج چیز را نمی توان شناخت.

عقیده پروتاگوراس: همه چیز نسبی و موقتی است و حقیقت به معنای دانش ثابت و پایدار هرگز بدست نمی آید.انسان معیار همه چیز است همگان در هیچ اصل مشترکی به نام حقیقت به وحدت نمی رسند پس حقیقت جنبه شخصی و خصوصی دارد و هر کس هر چه پندارد همان حقیقت است.

 عقیده گرگیاس: اولا هیچ چیز وجود ندارد ثانیا اگر وجود داشته باشد قابل شناخت نیست ثالثا اگر قابل شناخت باشد قابل تعلیم نیست.

*اهمیت سوفسطائیان در تارخ فلسفه:

1-بحثهای استلالی را گسترش دادند.

2-زمینه پیدایش علم منطق را بوجود آ وردند.

 *سقراط تفکر فلسفی را احیاء کرد او با روشی معتدل و بیانی استوار انسانها را به تامل درخویشتن دعوت می کرد تا با استفاده از گوهر عقل هم به یقین برسد وهم فضائل اخلاقی رااکتساب نماید.

*سقراط رابنیان گذار فلسفه نامیدند او توانست توانائی عقل را به انسان نشان دهد وراه صحیح اندیشه را به او بیاموزد.

*شیوه سقراط درتعلیم حکمت و فلسفه شیوه پیامبر گونه بود یعنی از خود کتاب و نوشته ای به جا نگذاشت بلکه با رفتار و منش اخلاقی خود به ترویج فلسفه پرداخت.

*صفت ممتازی که سقراط تا پایان عمر از آن دست بر نداشت جویندگی حقیقت بود.

درس پنجم

شهید راه حکمت:

 زندگینا مه سقراط

سقراط در سال 469یا 470 قبل از میلاد در آتن متولد شد.پدرش سنگ تراش و مادرش ماما بود.او در نزد استاد خاصی درس نخوانده بود.او در جنگ پلو پونزی شرکت کرد و از خودرشادتهای به جا گذاشت.اوشاگردی به نام افلاطون تربیت کرد  که بعدها  در تاریخ فلسفه تاثیر به سزائی گذاشت.

 هدف سقراط از گشت وگذار در میان مردم چه بود؟

  ((از گشت و گذار جز این هدفی ندارم که شما جوانان و سالخوردگان متقاعد سازم که نباید جسم و مال وثروت رابر کمال نفس ترجیح دهید .زیرا ثروت فضیلت به بار

نمی  آورد بلکه فضیلت است که ثروت و هر چه برای فرد و جامعه سود مند است به دست می آورد))

 علت محاکمه سقراط چه بود؟

1-کینه توزی و بد خواهی کسانی که تحمل دیدگاه اورا نداشتند.

2-مبارزه بافضل فروشان و جاه طلبان.

3-علاقه جوانان به راه و روش او.

4-رویاروئی با سوفسطائیان.

*سقراط در دادگاه هلیاست محاکمه شد و نماینده متهم کننده اوملتوس بود.

*اتهامات سقراط:الف)انکار خدایان :یعنی  خدایانی  که همه به او اعتقاد داشتند انکار می کرد و از خدای جدید سخن به میان می آورد.

ب)انحراف جوانان:او با افکار خود جوانان را گمراه می کرد واز دین ابا و اجدادی     خودشان برمی گرداند.

*سقراط وظیفه خودرا راستگوئی و وظیفه قاضی را تشخیص حق از باطل می دانست .

*علت تهمتهای که به سقراط زده می شد به دلیل دانش خاصی بود که او داشت.

*سقراط پس ازآزمایش کسانی که به دانائی مشهور بودند به این نتیجه رسید (کسانی   که بیش از همه به دانائی شهرت داشتند به نظرمن زبون تر از دیگران بودند و آنها که چنین آوازه ای نداشتند خردمند تر از آنان بودند)

*راز پیام سروش دلفی این بود که (دانا ترین شما آدمیان کسی است که چون سقراط  بداند که هیچ نمی داند )

 *نمایندگان متهم کننده سقراط:

الف) ملتوس به هواداری از شاعران

ب)آنیتوس به هواداری از پیشه وران ومتنفذان

ج)لیکون به هواداری ازخطیبان ووکیلان

*تفاوت سقراط و دیگران  درباره مرگ این است که می گوید من چون چیزی درباره مرگ نمی دانم خود رافریب نمی دهم و در همین نکته است که از دیگران داناترم.

*ترس واقعی سقراط از دو چیز بود 1-بی اعتنائی نسبت به قانون 2-سر پیچی از       فرمان کسی که بهتر از من می داند خواه خدا باشد یا آدمی

*پیام سقراط:

*پیام سقراط دارای دو جنبه است:1-خود آگاهی 2-راه تفکر صحیح رااز طریق تعریف ثابت اشیاء می آموخت.

*تفاوت نمی دانم سقراط و سوفسطائیان:

نمیدانم سقراط:آوای خویشتن شناسی ودرس آگاه شدن از گوهر تابناک انسانیت را که در درون هر انسانی نهفته است درتاریخ اندیشه بشر طنین انداز کرده است.

نمی دانم سقراط طوفانی در کاشانه سوفسطائیان است.نمی دانم سقراط سرآغاز راه حکمت واندیشه است.

نمی دانم سوفسطائیان یعنی نمی توانم بدانم ویعنی جهل مرکب و همچون تارهای عنکبوت سست و لرزان است.

*سقراط اعتقاد دارد هر چیزی از تعریف ثابتی بر خوردار است و اگر به تعاریف اشیاء  برسیم به دانش درست و مطمئنی دست پیدا کرده ایم.

 درس ششم

زندگی نامه افلاطون

افلاطون در سال 427 یا428 قبل از میلاد درآتن متولد شد.او دریک خانواده متشخص آتنی بود .لقب افلاطون به دلیل هیکل تنومندش بود .در ابتدا او به نقاشی و شعر علاقه مند بود ودربیست سالگی با سقراط آشنا شد وبه شاگردی او درآمد .        سبک مباحث فلسفی او گفتگوی عقلی یا دیالکتیک بود .قهرمان داستانهای فلسفی او سقراط است.افلاطون دانشگاهی به نام آکادمی تاسیس کرد.او در سن 80 سالگی وفات یافت.

*یکی از مسائل مهمی که ذهن افلاطون رابه خود مشغول کرده بودبحث شناخت ومعرفت است. شناختی که همراه با یقین باشد وباگذشت زمان از اعتبار آن کاسته نشود .سوال اساسی او این بود که شناسایی حقیقی چیست؟و به چه چیزی تعلق میگیرد؟

رسالات افلاطون:

1-تئتتوس:بتفصیل آراءنادرست در باره شناخت و معرفت بحث می کند و ضمن انتقاد از آنها هیچ یک را شایسته شناساییواقعی نمی داند.

2-جمهوری:به موضوعات متنوعی اختصاص دارد و سهمی هم به معرفت اختصاص داده است.

*افلاطون و تئتتوس دانش پژوه رشته ریاضیات در باره ادراک حسی به بحث پرداختند .

نتیجه ای که از گفتگوی افلاطون و تئتتوس در باره ادراک حسی بدست می آید:

اولا هیج انسانی عاقلتر از انسان دیگر نیست زیرا هر کس بهترین داور ادراکات خود می باشد.ثانیا پروتاگورس که به تعلیم افراد می پرداخت و مزد قابل توجهی می گرفت کار غلطی بود و باید بگوئیم که ایشن با ما سر شوخی داشت ثالثا همه بحثهای علمی و فلسفی بی معنی می شد.

معرفت حقیقی چیست؟

معرفتی که اصولا همراه با یقین و استواری باشد سست و لرزان نباشد و همراه با شک وتردید یا زوال نباشد.

ویژگیهای معرفت حقیقی:

1-خطا ناپذیر بودن که ضامن صحت و درستی است.

2-به امور پایدار تعلق داشتن که ضامن دوام و ثبات است.

نارسایی حواس:

از نظر افلاطون حواس ما از یک طرف پیوسته در معرض خطا و اشتباه است و از طرف دیگر با اموری سرو کار دارد که ثبات و پایداری لازم را ندارد.

*-نکته :افلاطون این نکته را از هراکلیتس پذیرفته که (شما نمی توانید دو بار در یک رود خانه گام نهید زیرا آبهای تازه که همواره در جریان هستندو بر شما می گذرند.)

راه حل دو مرحله ای افلاطون برای رسیدن به معرفت حقیقی:

 

1-برای بدست آوردن معرفت حقیقی باید از سطح حواس عبور کردواز ادرا ک عقلانی مدد جست زیرا ادراک عقلانی از هر خطایی مبرا است.

2-عالم طبیعت پیوسته در حرکت و دگرگونی است بنابراین به امورپایدار تعلق داشتن درعالم محسوسات تامین نمی شود بلکه آن را در عالم دیگر جستجو کرد.

*نکته:افلاطون موجودات عالم ماوراء رامثال نامید.

* گوهر های اصیل و جاودانه ای که موجودات این عالم بدل آن محسوب می شوندمثل میگویند.

مرجع کلیات:

الف)حسن یک انسان است .

ب)علی یک انسان است .

ج)رضا یک انسان است .

از نظر افلاطون الفاظ کلی که برموجودات حقیقی در عالم مثل دلالت دارد مانند تصورانسان که همه انسانها  از آن بهره مند هستند مرجع کلیات گویند.

تمثیل غار:

*-هدف افلاطون از تمثیل غار این است که می خواهد نشان دهد چگونه تربیت بر طبیعت افراد تاثیر می گذارد.

*-راه حل چهارمرحله ای افلاطون برای بیرون رفتن از غار :

1-سایه ها وتصاویر افراد و اشخاص را در آب دید.

2-خود آدمیان را دید.

3-شب هنگام به دیدن آسمان و ستارگان پرداخت زیرا چشم به روشنائی آنها زودترعادت خواهد کرد.

4-در این مرحله به دیدن خورشید می پردازد که پدید آورنده سالها وفصلها  خواهد بود.

*-نکته مهم:

طبق تمثیل غار:

1-زندان غار       معادل           عالم محسوسات

2-پرتو آتش         معادل            نور خورشید

3-اشیاءبیرون وانسانها     معادل      عالم مثل

4-خارج شدن از غار         معادل         سیر و صعود روح آدمی

نتیجه این خواهد شد که معرفت حقیقی پس از پایان سیر و سلوک و تحمل رنج درمی یابد که مبدا همه مثل مثال نیک یا خیر است.

درس هفتم

زندگینامه ارسطو:

ارسطو در سال 384 ق م در شهر استاگیرا یکی از شهرهای مقدونیه متولد شد.

در 18 سالگی به آکادمی افلاطون راه یافت .روش فلسفه او مشائی بود .

ارسطو از دوجنبه از استاد خود پیشی گرفت:

1-طبقه بندی علوم زمان خود 2-تحقیقات دامنه دار علمی

*-فیلسوفان مسلمانی مانند کندی فارابی بو علی سینا خواجه نصیر میر داماد ابن رشد از او تاثیر پذیرفتند.

در جهان مسیحیت توماس آکوئیناس ازمکتب مشائی ارسطو تاثیر پذیرفت.

ارسطو در سن 63 سالگی دیده از جهان فروبست.

تفکر ارسطو:

ارسطو یک فیلسوف واقع گرا بود یعنی طبیعت و دگرگونیهای آن از موضوعات مورد علاقه او بود.مانندبهاروخزان مرگ وحیات رشد و پژمردگی گلها

*علم فیزیک: علمی که از اشیاء طبیعت بحث می کند از آن جهت که حرکت عارض آن می شود.

علتهای چهارگانه:

ضمن یک مثال علتهای چهار گانه رانشان می دهیم.لباسی که می پوشیم؟

خیاط :علت فاعلی = عاملی که با عمل خود چیزی را بوجود میآورد.

پارچه :علت مادی = جنس هر موجودی راتشکیل می دهد.

شکل والگوی پیراهن :علت صوری = از ماهیت و نوع یک پدیده حکایت می کند.

 انگیزه خیاط :علت غائی = کر برای آن انجام می پذیرد.

سخنی از بهمنیار :

بهمنیار شاگرد ابن سینا در کتاب التحصیل بنا به دیدگاه ارسطو وابن سینا علت را خارج از علتهای چهار گانه نمی داند.

الف) علت های درونی = (علت صوری و علت مادی)

ب)علت های بیرونی =(علت فاعلی وعلت غائی )

شرح علل چهارگانه ارسطوئی :

1-علت فاعلی :

آن عامل خارجی که باعمل خود چیزی را بوجود می آورد.مانند بنا برای ساختمان

 *-گاهی آن علت در عالم خارج مشخص ومعلوم نیست مانند سنگی که از ارتفاع سقوط می کند یا آتش فشانی که به طرف بالا فوران می کند.

طبیعت شئ یا جسم:

                        یک نوع علت فاعلی درونی که باعث حرکت وسکون اشیاء می

 شود.

2-علت صوری:

*-فعلیتی است که یک شئ بالقوه در مراحل حرکت خود بدست می آورد.مانند کوزه که همان فعلیت خاک رس است.

*- از نظر ارسطو آن چه شدنی است ماده و آن چه بودنی است صورت می گویند.

*-ماده و صورت اموری نسبی هستند یعنی یک چیز در مقایسه با چیزی ماده و درمقایسه     با چیز دیگر صورت است.مانند جوجه درمقایسه با مرغ  ماده و در مقایسه با تخم مرغ     صورت است.

*-نکته= طبیعت و علت صوری:

صورت همان طبیعت است آنگاه که آن را به عنوان مبدا حرکت و سکون در یک شئ        در نظر بگیریم.

علت غائی:

عامل آگاهانه و سازمان دهنده ای است که چه در میان جمادات و چه درمیان جانداران اعم از نباتات وحیوانات وجود دارد که نظم وهماهنگی و هدفداری را در نظام طبیعت تامین میکند. مانند غایت یک دانه جوانه زدن و تبدیل به نهال است .

*-نکته =از نظر ارسطو فلسفه دانشی است که در باره علل اولیه هستی بحث میکند.

 

*-نکته=از نظر ارسطو وظیفه یک فیلسوف آن است که به تفسیر جهان هستی از افق         علل چهار گانه می پردازد

 




نویسنده : asd12345 تاریخ : جمعه 30 آبان 1393 ارسال نظر(0)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به وبلاگ تخصصی دینی وعربی مي باشد.